رویارویی ایران و اسرائیل با حمله غافلگیرانه اسرائیل به تأسیسات نظامی و هستهای ایران آغاز شد که شامل حملات هوایی دقیق و ترورهای هدفمند با تسهیل عملیاتهای اطلاعاتی پیشرفته بود [3].
تلافی سریع ایران از طریق حملات موشکی بالستیک و عملیات سایبری، ابعاد دوگانه جنگ مدرن را برجسته کرد؛ جایی که فناوری و تاکتیکهای سنتی برای ایجاد میدانهای نبرد پیچیده در هم میآمیزند. بهطور قابلتوجهی، این درگیری نقش مهم هوش مصنوعی را در فرآیندهای تصمیمگیری، کارایی عملیاتی و اجرای استراتژیهای نظامی خودگردان به نمایش گذاشت [4] [5].
یکی از ویژگیهای برجسته جنگ دوازده روزه، استفاده گسترده از تبلیغات و اطلاعات غلط مبتنی بر هوش مصنوعی بود، به طوری که هر دو طرف در جنگ اطلاعاتی برای دستکاری روایتها و افکار عمومی درگیر شدند. تحلیلگران از این درگیری به عنوان اولین "جنگ هوش مصنوعی" یاد کردهاند و بر استقرار سیستماتیک فناوریهای هوش مصنوعی برای تقویت تلاشهای تبلیغاتی و شکلدهی به فضای اطلاعاتی پیرامون درگیری تأکید دارند [6].
پیامدهای این تغییر، نگرانیهایی را در مورد پاسخگویی، استفاده اخلاقی از هوش مصنوعی در زمینههای نظامی و پتانسیل تشدید کنترلنشدنی در درگیریهای آینده ایجاد میکند [7] [8].
در حالی که ارتشهای سراسر جهان بهطور فزایندهای هوش مصنوعی را در چارچوبهای عملیاتی خود ادغام میکنند، درسهای گرفته شده از درگیری ایران و اسرائیل نه تنها فرصتهای ارائه شده توسط این فناوریها را برجسته میکند، بلکه چالشهای فوری در زمینه امنیت سایبری، ملاحظات اخلاقی و حفظ اصول بشردوستانه بینالمللی در عصر پیشرفتهای تکنولوژیکی بیسابقه را نیز نشان میدهد [9] [10].
زمینه تاریخی
ادغام هوش مصنوعی (AI) در جنگهای مدرن ماهیت درگیریها را دگرگون کرده است که نمونه بارز آن جنگ اخیر ۱۲ روزه بین ایران و اسرائیل است. از نظر تاریخی، جنگ همیشه تحت تأثیر پیشرفتهای تکنولوژیکی بوده است. نوآوریهایی مانند کمان، تفنگ، مسلسل و تانک استراتژیهای نظامی و توازن قدرت جهانی را بازسازی کردند [1].
عصر حاضر نشاندهنده یک تغییر قابلتوجه است، زیرا سیستمهای هوش مصنوعی نقش حیاتی در شکلدهی به افکار عمومی و عملیات نظامی ایفا میکنند. این درگیری را میتوان نقطه اوج تکامل تاکتیکهای جنگ اطلاعاتی دانست، جایی که هر دو طرف از تبلیغات و اطلاعات غلط مبتنی بر هوش مصنوعی برای تأثیرگذاری بر روایتها و احساسات عمومی استفاده کردند [2] [3]. رویارویی ایران و اسرائیل چشمانداز استراتژیکی را به نمایش میگذارد که در آن هوش مصنوعی مولد گسترش سریع اطلاعات نادرست را تسهیل کرد و آن را به عنوان اولین درگیری بزرگ نظامی که به شدت برای دستکاری افکار عمومی بر هوش مصنوعی متکی بود، ثبت کرد [4] [5].
علاوه بر این، تغییر پویایی میدان نبرد بر اهمیت جنگ سایبری و فناوریهای خودگردان تأکید دارد. سیستمهای موشکی پیکان ۳ (Arrow 3) اسرائیل موشکهای ایرانی را رهگیری کردند، در حالی که حملات سایبری ایران با هدف اختلال در ارتباطات اسرائیل انجام شد و نوع جدیدی از جنگ را به تصویر کشید که در آن تماس مستقیم به حداقل رسیده و فناوری غالب است [7]. این درگیری ضرورت تطبیق استراتژیهای نظامی با این نوآوریها را برجسته میکند، زیرا رویکردهای سنتی ممکن است در محیطی که هوش مصنوعی قابلیتهای عملیاتی و تصمیمگیری استراتژیک را افزایش میدهد، دیگر کافی نباشند [8].
جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل
جنگ ایران و اسرائیل، که به عنوان جنگ دوازده روزه نیز شناخته میشود، از ۱۳ ژوئن تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ رخ داد. این رویداد نشاندهنده تشدید قابلتوجه خصومتها بین دو ملت پس از سالها تهدیدات متقابل و درگیریهای نیابتی بود. درگیری با حمله غافلگیرانه اسرائیل به چندین تأسیسات نظامی و هستهای ایران آغاز شد که منجر به ترور رهبران کلیدی نظامی و دانشمندان هستهای ایران به عنوان بخشی از یک عملیات اطلاعاتی هماهنگ توسط موساد اسرائیل شد [6] [2].
مرور کلی درگیری
جنگ در ۱۳ ژوئن ۲۰۲۵ با هدف قرار دادن دهها سایت ایرانی توسط اسرائیل برای فلج کردن توانمندیهای هستهای این کشور آغاز شد. این عملیات شامل حملات هوایی و حملات دقیق به تأسیسات هستهای و نظامی و همچنین ترور چهرههای برجسته در جوامع دفاعی و علمی ایران بود [2]. حمله سریع اسرائیل برای جلوگیری از پیشرفت برنامه هستهای ایران طراحی شده بود و شامل استفاده از پهپادهایی بود که در داخل خاک ایران مونتاژ و مستقر شده بودند [2].
پاسخ ایران فوری بود و این کشور با حملات موشکی بالستیک علیه اهداف اسرائیلی تلافی کرد. درگیری به سرعت تشدید شد و منجر به ویرانی گسترده و تلفات جانی قابلتوجه گردید [10]. در روز چهارم جنگ، تنشها زمانی که ایالات متحده حملات هوایی علیه مواضع ایران انجام داد، بیشتر شد که ایران را بر آن داشت تا به یک پایگاه هوایی آمریکا در قطر حمله کند [10].
ماهیت جنگ
جنگ دوازده روزه با عدم درگیری گسترده نیروهای زمینی مشخص شد و عصر جدیدی از جنگ را که با استفاده از موشکهای دوربرد، حملات سایبری و وسایل نقلیه هوایی بدون سرنشین (پهپادها) تعریف میشود، به نمایش گذاشت [7]. این سبک نبرد از راه دور، تماس مستقیم بین نیروها را به حداقل رساند و اتکای فزاینده به فناوری در درگیریهای مدرن را برجسته کرد.
تبلیغات و اطلاعات غلط
در کنار درگیریهای فیزیکی، جنگ با موج قابلتوجهی از تبلیغات و اطلاعات غلط که توسط استفاده از هوش مصنوعی تقویت شده بود، مشخص شد. تحلیلگران این درگیری را اولین "جنگ هوش مصنوعی" توصیف کردند، جایی که تسلیحاتی کردن سیستماتیک هوش مصنوعی نقش مهمی در شکلدهی روایتها و افکار عمومی پیرامون درگیری داشت [12] [3]. این شامل ایجاد رسانههای مصنوعی و تصاویر دستکاریشده بود که به فضای اطلاعاتی بحثبرانگیز و گسترش روایتهای دروغین کمک کرد [12] [13].
نقش هوش مصنوعی
هوش مصنوعی (AI) با افزایش فرآیندهای تصمیمگیری، کارایی عملیاتی و قابلیتهای رزمی در دامنههای مختلف نظامی، بهطور بنیادین در حال دگرگونی جنگ مدرن است.
تصمیمگیری مبتنی بر هوش مصنوعی
در جنگهای معاصر، هوش مصنوعی پردازش و تحلیل دادهها را در زمان واقعی تسهیل میکند و به رهبران نظامی اجازه میدهد تا با سرعت و دقت بیسابقهای به تهدیدات پاسخ دهند. به عنوان مثال، الگوریتمهای پیشرفته هوش مصنوعی میتوانند ریسکها را ارزیابی کنند، منابع را تخصیص دهند و استراتژیهایی را تدوین کنند که خطای انسانی را به میزان قابلتوجهی کاهش داده و چرخههای تصمیمگیری را سرعت میبخشند [14] [15].
سیستمهای خودگردان در میدان نبرد
معرفی هوش مصنوعی به سیستمهای بدون سرنشین، بهویژه پهپادها، نشاندهنده یک تغییر مهم در عملیات نظامی است. پهپادهای مجهز به هوش مصنوعی میتوانند بهطور خودکار اهداف را شناسایی، ردیابی و با آنها درگیر شوند بدون اینکه نیاز به دخالت انسان باشد. پروژه Maven ارتش آمریکا که از یادگیری ماشین برای تحلیل تصاویر پهپاد استفاده میکند، نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی بار کاری تحلیلگران انسانی را کاهش داده و دقت شناسایی تهدید را بهبود میبخشد [16] [17].
امنیت سایبری و ملاحظات اخلاقی
در حالی که هوش مصنوعی مزایای قابلتوجهی در کاربردهای نظامی ارائه میدهد، چالشهای مهم امنیتی و اخلاقی را نیز مطرح میکند. اتکا به سیستمهای هوش مصنوعی در جنگ نیازمند تمرکز قوی بر محافظت در برابر تهدیدات سایبری است، زیرا آسیبپذیریها میتوانند توسط دشمنان مورد سوءاستفاده قرار گیرند [14] [19]. علاوه بر این، پیامدهای اخلاقی سیستمهای تسلیحاتی خودگردان و تصمیمات رزمی مبتنی بر هوش مصنوعی همچنان یک مسئله بحثبرانگیز است [14] [17].
تأثیر بر جنگ
جنگ سایبری نامتقارن
درگیری دوازده روزه اخیر پویایی در حال تحول جنگ را برجسته کرد، بهویژه نقش جنگ سایبری نامتقارن. این شکل از درگیری شامل بازیگرانی با منابع کمتر است که از آسیبپذیریهای دفاع سایبری دشمنان خود، بهویژه هدف قرار دادن زیرساختهای غیرنظامی برای دستیابی به تأثیرات قابلتوجه نامتناسب با تواناییهایشان، سوءاستفاده میکنند [11] [21]. برخلاف عملیات سایبری سنتی دولت-به-دولت که سیستمهای نظامی یا دولتی را هدف قرار میدهند، جنگ سایبری نامتقارن بر بخشهای غیرنظامی تمرکز دارد تا اختلال ایجاد کند، اعتماد عمومی را از بین ببرد و قدرت را فراتر از ابزارهای متعارف اعمال نماید [22].
ادغام هوش مصنوعی و استراتژیهای هدفگیری غیرنظامی
ادغام هوش مصنوعی در عملیات نظامی چالشها و فرصتهایی را ارائه میدهد. فناوری هوش مصنوعی میتواند آگاهی موقعیتی و تصمیمگیری را در میدان نبرد افزایش دهد [25] [18]. با این حال، با پیشرفت قابلیتهای هوش مصنوعی، پتانسیل سوءاستفاده و شناسایی نادرست در تصمیمات هدفگیری به یک نگرانی فوری تبدیل میشود. خطر تلفات غیرنظامی به دلیل خطاهای الگوریتمی یا "توهّمات" (Hallucinations) در سیستمهای هوش مصنوعی چالشهای اخلاقی و قانونی قابلتوجهی ایجاد میکند. مکانیسمهای پاسخگویی مؤثر و نظارت قوی برای رسیدگی به این مسائل، بهویژه در جنگهای شهری که تشخیص بین نظامیان و غیرنظامیان دشوار است، ضروری هستند [26] [27].
تحلیل مطالعه موردی
مرور کلی درگیری ایران و اسرائیل
رویارویی اخیر بین اسرائیل و ایران پویایی در حال تحول جنگ مدرن را برجسته میکند. این درگیری دوازده روزه نه تنها شامل درگیریهای نظامی سنتی بود، بلکه یک جنگ سایبری موازی را نیز به نمایش گذاشت که در آن هر دو ملت ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی را برای به دست آوردن مزایای استراتژیک مستقر کردند. عملیات کلیدی شامل حملات سایبری بود که زیرساختهای حیاتی مانند سیستمهای مالی را هدف قرار داد و ماهیت دوگانه فناوریهای هوش مصنوعی در درگیریهای معاصر را نشان داد [30] [8].
کاربردهای نظامی مبتنی بر هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به بخش جداییناپذیر عملیات نظامی تبدیل شده است، همانطور که استفاده از سیستمهای خودگردان، از جمله پهپادها برای وظایف شناسایی و نظارت نشان میدهد. در زمینه درگیری ایران و اسرائیل، فناوریهای هوش مصنوعی هم برای عملیات تهاجمی و هم دفاعی مورد استفاده قرار گرفتند. به عنوان مثال، گروه سایبری اسرائیلی "گنجشک درنده" (Predatory Sparrow) موفق شد به بانک سپه ایران نفوذ کند و بخش قابلتوجهی از زیرساخت مالی کشور را فلج کند، که بر استفاده استراتژیک از هوش مصنوعی در اجرای عملیات سایبری تأکید دارد [30] [8].
ملاحظات قانونی و اخلاقی
ادغام هوش مصنوعی در عملیات نظامی سوالات قانونی و اخلاقی مهمی را مطرح میکند، بهویژه در مورد انطباق با حقوق بینالملل بشردوستانه. ماهیت دوگانه هوش مصنوعی، که در آن فناوریها میتوانند هم برای کاربردهای مفید و هم مضر تغییر کاربری دهند، این بحثها را پیچیده میکند. پتانسیل سیستمهای هوش مصنوعی برای شناسایی نادرست اهداف یا سوءاستفاده توسط دشمنان، ریسکهایی را ایجاد میکند که چارچوبهای قانونی موجود را به چالش میکشد [33] [8].