دوباره قرار است وصل شویم؛ اما هر بار که اینترنت در ایران برگشته، چیزی از خود اینترنت جا مانده است.
ستاد راهبری و ساماندهی فضای مجازی به ریاست معاون اول رئیسجمهور بازگشت اینترنت را تصویب کرده است. حالا همه منتظر ابلاغ دستور اتصال اینترنت رئیسجمهور هستند، اما در پس این اتصال دوباره، مسالهای مهم هم مطرح است، آیا به نقطه قبل باز میگردیم یا وضعیتی بدتر از گذشته در انتظار اینترنت است؟
کارل یونگ، روانکاو بزرگ سوئیسی، معتقد بود پیشرفت و حرکت ما در زندگی یک خط صاف صعودی نیست؛ بلکه شبیه به یک «مارپیچ» است. ما در طول مسیر بارها و بارها از روی یک نقطه، یک بحران یا یک تجربه تکراری عبور میکنیم. اما نکته کلیدی اینجاست که هر بار که به آن نقطه آشنا میرسیم، دقیقا در همان جایگاه قبلی نیستیم؛ ما یا یک پله بالاتر رفتهایم، یا یک پله پایینتر افتادهایم.
تاریخچه اینترنت در ایران را شاید بتوان تجلی مارپیچ یونگ دانست. چون ما در این سالها دوباره و دوباره از همان نقطه گذشتهایم؛ قطع، بازگشایی و روبه رو شدن با شرایطی متفاوتتر از قبل. متاسفانه در این مارپیچ، هرگز به سمت بالا حرکت نکردهایم. هر بار که اینترنت ایران وصل شده، ما در نقطهای پایینتر از دفعه قبل فرود آمدهایم.
قطعی اینترنت در آبان 1398 که پیش از آن سابقه نداشت موجب شد تا انتقال سرور سایتهای داخلی به داخل کشور اجباری شود. اینگونه هزینه قطع اینترنت برای تصمیمگیرندگان کم شد.
در پاییز 1401 شاهد قطع مهندسی شده اینترنت بودیم، فقط روی موبایل و فقط برای ساعاتی خاص از شبانه روز. اتفاقی که تقریبا دو ماه طول کشید و پس از آن دیگر اینستاگرام در دسترس نبود. نتیجه آن هم گسترش استفاده از VPN بود و اثراتش بر امنیت شبکه را بارها متخصصان گوشزد کردهاند.
سومین قطعی هم به اواخر خرداد سال پیش باز میگردد. در جنگ 12 روزه اینترنت موبایل قطع شد و در آن زمان ارائه سیمکارت سفید دیگر با سختگیری سابق همراه نبود و افراد بسیاری از این تبعیض بهرهمند شدند.
البته شکلگیری اصلی اینترنت طبقاتی به اتفاقات دی ماه 1404 و قطعی 20 روزه اینترنت باز میگردد، از یک سو طرح اینترنت پرو متولد شد و از سوی دیگر کارشناسان امنیت و شبکه تاکید کردند اینترنتی که در اختیار داریم، آن چیزی نیست که پیش از 18 دی در دسترس مردم بود. جنگ اخیر و قطعی نزدیک به 90 روز هم موجب عملیاتی شدن طرح اینترنت پرو شد و منتظریم ببینیم کیفیت اینترنتی که قرار است وصل کنند در چه حد است. آیا اساسا میتوانیم اسم آن را اینترنت بگذاریم یا ماهیتش همان چیزی است که میان کاربران دیجیاتو متداول شده است.
اینجا دقیقاً همان جایی است که استعاره یونگ از کار میافتد و روایت ایرانی آغاز میشود. در مارپیچ یونگ، تکرار میتواند نشانه بلوغ باشد. در مارپیچ اینترنت ایران، تکرار نشانه فرسایش است. ما هر بار از همان نقطه رد شدهایم، اما نه آزادتر، نه برابرتر.
بر همگان روشن است که باز شدن اینترنت، حتی در بدترین شکلش، برای مردم و کسبوکارها بهتر از بسته ماندن است. اما مسئله این است که ما به وضعیت عادی برنمیگردیم؛ ما به پایینترین نقطه از مارپیچ یونگ سقوط کردهایم. در پس این قطعی طولانی مدت هم با نهادینه شدن یک طبقاتیسازی دیجیتال روبه رو هستیم.
و شاید همین، تلخترین بخش ماجرا باشد. بعد از هر قطعی، ارتباطمان با دنیای بیرون دوباره برقرار میشود، اما هر بار با اینترنتی که محدودتر و نابرابرتر از قبل است روبه رو هستیم.