قطع گسترده اینترنت در ایران از روز شصتوهفتم گذشته و وضعیت اتصال همچنان تغییری نکره است؛ وضعیتی که حاصل آن بیش از ۱۵۸۴ ساعت بلاتکلیفی فرساینده برای میلیونها کاربر، کسبوکار، رسانه و نهاد اجتماعی بوده است.
به گزارش دیجیاتو، بهروزرسانی تازه نتبلاکس نشان میدهد که امروز (سهشنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵) تعداد روزهای قطعی اینترنت به ۶۷ رسیده و در این مدت طولانی، همچنان دسترسی به شبکه جهانی در حد ۲ درصد باقی مانده است.

در شرایطی که هیچ جدول زمانی روشنی برای بازگشت اینترنت اعلام نشده، اظهارنظرهای پراکنده مقامهای رسمی نیز نهتنها ابهامها را رفع نمیکند، بلکه بر نگرانیها میافزاید.
در یکی از تازهترین اظهارنظرها، دستیار ویژه وزیر کشور گفته است اینترنت «احتمالاً تا ۴۵ روز آینده» بازمیگردد. این اظهارات «محمدحسن نامی»، نظامی بازنشستهای که در دولت احمدینژاد هم مدتی وزیر ارتباطات بود، بیش از آنکه نشانهای از اطمینانبخشی باشد، اعترافی به نامشخص بودن افق محدودیتهاست. این در حالی است که همزمان، تحرکات و ناامنیهای جدید در تنگه هرمز جریان دارد و اگر اظهارات نامی را درباره «وابستگی زمان وصل اینترنت به گفتگوها و شرایط» معتبر بدانیم، طولانیتر شدن این وضعیت محتمل خواهد بود و این پرسش را پررنگتر میکند که آیا کاربران باید خود را برای یک دوره نامعلوم دیگر از عدم دسترسی آماده کنند؟
خیاط در کوزه
در میانه این ابهام فراگیر، خبر قطع ناگهانی دسترسی برخی خبرنگاران دارای «خط سفید» به اینترنت بینالمللی، توجه زیادی را به خود جلب کرده است.
ماجرا این است که وبسایت خبری تابناک در مطلبی بهدلیل قطع سیمکارت سفید خبرنگاران به ایرانسل تاخته و این اپراتور را به بحرانسازی متهم کرده است.
تابناک که در هفتههای گذشته بارها با انتشار یادداشتها و گزارشهایی از قطع اینترنت برای مردم حمایت کرده، حالا از قطع دسترسی برخی خبرنگاران برآشفته است. بر اساس گزارش منتشرشده، ایرانسل بدون اطلاعرسانی شفاف، دسترسی تعدادی از خبرنگاران برخوردار از این سطح دسترسی ویژه را مسدود کرده است؛ اقدامی که حتی برای گروهی که تا پیش از این از نوعی دسترسی متمایز نسبت به عموم مردم برخوردار بودند نیز غافلگیرکننده بود.
تابناک که در هفتههای گذشته بارها با انتشار یادداشتها و گزارشهایی از قطع اینترنت مردم حمایت کرده، حالا که خط سفید عدهای از خبرنگاران قطع شده، برآشفته و نوشته است:
بسیاری از خبرنگاران، انتظار دارند اپراتوری در ابعاد ایرانسل دستکم پیش از اعمال چنین محدودیتی، اطلاعرسانی شفاف داشته باشد و توضیحی روشن درباره علت این تصمیم ارائه کند؛ نه اینکه مشترکان خود را در وضعیت بلاتکلیف رها کند.
ایرانسل نیز در واکنش به گزارش تابناک اعلام کرده که «اپراتورها نقشی در پایش پهنای باند، تعیین سطح دسترسی یا اعمال فیلترینگ ندارند و صرفاً توزیعکننده اینترنت هستند.» در ادامه اطلاعیه ایرانسل از خبرنگاران خواسته شده که قطع دسترسیشان به اینترنت را از نهادهای متولی پیگیری کنند.
این اتفاق از چند جهت اهمیت دارد:
نخست اینکه نشان میدهد حتی سازوکارهای تبعیضآمیز و چندلایه در دسترسی به اینترنت نیز از ثبات و قاعده روشن برخوردار نیستند و افراد و گروههای برخوردار از این امتیاز خاص هم در برابر تصمیمهای ناگهانی آسیبپذیرند.
دوم اینکه ساختار مدیریت دسترسی در ایران بسیار پیچیده و مبهم است. افراد برخوردار از دسترسی ممتاز، مشکل خود را نزد اپراتور میبرند؛ اما اپراتور مدعی میشود که مشکل به او مربوط نیست و فرد باید به «نهادهای تصمیمگیر» مراجعه کند. اما نهاد تصمیمگیر کیست؟ کسی نمیداند.
مورد سوم، موضع ایرانسل است. اپراتورها مشخصاً تمایل دارند که مسئولیت اینترنت طبقاتی و خطهای سفید را از روی دوش خود بردارند. اما شیوه واگذاری اینترنت پرو، نشان میدهد موضوع فقط در دست نهادهای بالادستی نیست. اینکه حتی برای اشخاص پیامک اینترنت پرو میرود، رئیس قوه قضاییه از وقوع تخلف در این زمینه میگوید و سازمان تنظیم مقررات نیز تخلف را تایید میکند، نشان میدهد که اپراتورها میتوانند مستقلاً و پس از احراز هویت، دسترسی ویژه ایجاد کنند و «سطح پالایش را تغییر دهند.» این موضوع با ادعای اپراتورها مبنی بر اینکه فقط توزیعکننده پهنای باند هستند، همخوانی ندارد.
اما مهمترین موضوع همان رفتار دوگانه و تغییر لحن معترضان است. بخشی از رسانهها و چهرههایی که امروز نسبت به قطع دسترسی خبرنگاران معترض شدهاند، پیشتر در بزنگاههای مختلف از محدودسازی اینترنت عمومی، فیلترینگ و تفکیک دسترسی دفاع کرده یا دستکم نسبت به آن موضع انتقادی جدی نداشتهاند. حالا اما همان وضعیتی که مدتها از آن دفاع کرده و عادیسازیاش کردهاند، گریبان خودشان را گرفته و صدای اعتراضشان را بلند کرده است.
این تناقض رفتاری، از نگاه افکار عمومی پنهان نمانده است. برای مردمی که ماههاست با اختلال، قطع، گرانی ابزارهای دور زدن فیلترینگ، آسیب به کسبوکار و محرومیت از ارتباطات عادی دستوپنجه نرم میکنند، اعتراض حامیان قطع اینترنت به قطع دسترسی خودشان مایه سرگرمی است. کافی است نظرات کاربران و خوانندگان دیجیاتو را پای خبر پاسخ ایرانسل مرور کنید.
گسترش مخالفتها با اینترنت طبقاتی
اما در کنار اعتراض گزینشی خبرنگاران دارای «خط سفید» به قطع اینترنت، واکنش گروههای مرجع و دانشجویی به ایده اینترنت طبقاتی و تداوم قطع اینترنت، روزبهروز گستردهتر میشود. در تازهترین نمونهها، انجمن جامعهشناسی ایران با انتشار بیانیهای نسبت به قطع اینترنت و سیاست تفکیک دسترسی هشدار داده و آن را از منظر اجتماعی، تبعیضآمیز و آسیبزا ارزیابی کرده است. این انجمن بر پیامدهای چنین سیاستی بر سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و برابری شهروندی تأکید کرده است.
همچنین جمعی از دانشجویان دانشکدگان ابوریحان دانشگاه تهران نیز با اعتراض به اینترنت طبقاتی، به این روند واکنش نشان دادهاند. ورود دانشگاهیان و تشکلهای دانشجویی به این موضوع، از آن جهت قابل توجه است که نشان میدهد مسئله دیگر صرفاً مطالبه کاربران شبکههای اجتماعی یا فعالان فناوری نیست، بلکه به دغدغهای در سطح نهادهای علمی و دانشگاهی نیز تبدیل شده است.
آنچه از مجموع این تحولات برمیآید این است که اینترنت طبقاتی و مدل تجاری شدهاش، یعنی اینترنت پرو، نهتنها نتوانسته بهعنوان یک راهحل پایدار عمل کند، بلکه بیش از گذشته به نماد تبعیض، بیثباتی و فقدان شفافیت تبدیل شده است. مدلی که در آن دسترسی به اینترنت نه بهعنوان یک زیرساخت و حق عمومی، بلکه بهمثابه امتیازی قابل اعطا و قابل سلب تعریف میشود، دیر یا زود با بحران مشروعیت مواجه خواهد شد؛ بهویژه وقتی حتی دریافتکنندگان این امتیاز نیز از تداوم آن اطمینان ندارند.