قطع اینترنت سرشار از روایت‌های ناگفته و داستان‌های ناشنیده است. معمولاً در دوران خاموشی دیجیتال، این صدای کسب‌وکارهاست که بیشتر از همیشه شنیده می‌شود اما در این میان افراد بسیاری هستند که به تریبونی دسترسی پیدا نمی‌کنند تا تاثیر گسترده قطع اینترنت بر زندگی‌شان را روایت کنند.

یکی از این افراد، «علی مهدی‌خانی» است؛ جوانی که به صورت مادرزادی دارای معلولیت جسمی حرکتی است. حدود سه سالی می‌شد که علی معامله کردن در بازار فارکس را شروع کرده بود اما قطع اینترنت همه چیز را به هم ریخت.

علی می‌گوید: «من به دلیل شرایط جسمانی فقط می‌توانستم کارهای آنلاین انجام بدهم، به خاطر همین حدود سه سال پیش تصمیم گرفتم ترید در فارکس را شروع کنم. چندین سال آموزش دیدم و چند ده میلیون تومان برای یادگیری خرج کردم. تازه بعد از سه سال می‌خواستم به روال سوددهی برسم که به لطف قطع اینترنت همه حساب‌های پراپ غیرفعال شدند و من هم بیکار شدم. تا به امروز هیچ‌کدام از شرکت‌هایی که با آن‌ها کار می‌کردم به صورت رسمی فعالیت خود را شروع نکرده‌اند. تمام درآمدم صفر شده‌ است.»

قطع اینترنت سرگرمی‌هایم را نابود کرد

اینترنت برای علی تنها وسیله کسب‌ درآمد نبود. او می‌گوید سرگرمی او تماماً وابسته به اینترنت بود اما اکنون تمام راه‌های سرگرمی نابود شده است: «جدای از درآمد، من به دلیل معلولیتم هیچ تفریحی به جز اینترنت نداشتم. حالا هم از درآمدم بازماندم و هم از تفریحاتم. قبل از قطع اینترنت روزی چند ساعت ویدئوهای یوتیوب تماشا می‌کردم تا افکار منفی ناشی از معلولیت را از ذهنم دور کنم. از زمان قطع اینترنت یک ثانیه هم نتوانسته‌ام در یوتیوب ویدئو ببینم.»

بعد از شروع جنگ، هزینه خرید وی‌پی‌ان ده‌ها برابر افزایش یافت. علی به همین دلیل تنها توانسته است یک بار، آن هم برای یک کار ضروری، وی‌پی‌ان بخرد. او می‌گوید: «تا به امروز نه سیم‌کارت پرو داشته‌ام و نه به جز یک بار وی‌پی‌ان خریده‌ام. دوستان و آشنایان در ترکیه پیگیر وضعیتم بودند و نوتیفیکیشن‌هایشان را می‌دیدم اما نمی‌توانستم جواب بدهم، برای همین ۳۵۰ هزار تومان برای یک گیگ وی‌پی‌ان پول دادم تا لااقل به دوستانم در ترکیه خبر بدهم نمرده‌ام.»

قطع اینترنت باعث شد افکار تاریک و منفی‌ بازگردند

او از تاثیری می‌گوید که قطع اینترنت روی وضعیت روانی‌اش گذاشته است. ترید کردن در فارکس برای مدتی او را از افکار منفی دور کرده بود اما همه آن افکار مزاحم برگشته‌اند: «من از مدت‌ها پیش دارای افکار خودکشی بودم. بعد از اینکه دیدم می‌توانم در ترید نتیجه بگیرم، این افکار به کلی از من دور شد تا اینکه اینترنت قطع شد. بعد از قطعی همه افکار بد و تاریک برگشتند چون نمی‌توانم کاری کنم. آینده‌ام هر روز در حال بدتر شدن است و هیچ کاری برای آن از دست من برنمی‌آید. همه آن ترس‌هایی که از آینده داشتم به شکل بدتر و بیشتری برگشته‌اند. نمی‌دانم این شرایط تا به کی ادامه پیدا می‌کند. نمی‌دانم تا کی می‌توانم این شرایط را تحمل کنم.»

علی در انتها از امیدهای برآب‌رفته‌اش می‌گوید: «خیلی ناراحت، ناامید و عصبانی هستم. چندین سال زحمت کشیدم که حرفه‌ای یاد بگیرم که تا آخر عمرم به کسی محتاج نباشم. چند ده میلیون برای این حرفه هزینه کردم، استرس کشیدم، چشم‌هایم را در این راه گذاشتم اما حالا امیدی در آینده ندارم.»

اگر شما هم با افکاری شبیه به آنچه در این روایت خواندید دست‌وپنجه نرم می‌کنید، لطفاً این جمله را به خاطر بسپارید: افکار خودکشی، نشانه یک درد عمیق و واقعی هستند، نه یک حقیقت مطلق درباره بی‌ارزش بودن زندگی. این درد، هرقدر هم سنگین، معمولاً گذراست و کمک‌خواستن، نشانه شجاعت شماست نه ضعف. اگر دارای افکار خودکشی هستید با یک دوست یا آشنا حرف بزنید یا با شماره تلفن ۱۴۸۰ (صدای مشاور) یا اورژانس اجتماعی ۱۲۳ تماس بگیرید. لازم نیست دردهایمان را به تنهایی تحمل کنیم، زندگی ارزش درخواست کمک را دارد.