بخش بزرگی از نیروی کار متخصص در ایران بیش از ۶۰ روز است که با وضعیتی روبه رو شدهاند که تمام تلاشهایشان را بیفایده میبینند. قطع گسترده اینترنت اکوسیستمی از متخصصان محتوا، کارشناسان سئو و دیجیتال مارکترها را که سالها برای مهارتآموزی وقت صرف کرده بودند، یکشبه از چرخه اقتصاد خارج کرده است. در حالی که متخصصان خود را برای رقابت با هوش مصنوعی آماده میکردند، عاملی غیرتکنولوژی، پیش از آنکه فرصت تطبیق پیدا کنند، آنها را از بازی حذف کرد.
یکی از آسیبهای بزرگ قطع اینترنت، از بین رفتن سالها زحمت یک سری متخصص است که برپایه اینترنت، حرفهای برای خود دست و پا کردند. حال آنها هر روز را بدون اینکه بتوانند از مهارتشان استفاده کنند، شب میکنند. اتفاقی که علاوه بر آسیبهای روحی، وضعیت اقتصادیشان را نیز تحت تاثیر قرار داده است.
فاطمه ایمانپور که یک دهه تجربه در حوزه تولید محتوا دارد، در گفتگو با دیجیاتو از حس سرخوردگیاش میگوید. حسی که نتیجه دورشدن اجباری از مهارتی است که سالها برای آن تلاش کرده است:
فعالان حوزه دیجیتال مارکتینگ جزو اولین افرادی بودند که طعم بیکاری بهدلیل قطع اینترنت را چشیدند.
همه ما زمان زیادی را صرف یادگیری مهارتهایمان کرده بودیم و توانسته بودیم به نقطه دلخواهمان برسیم. متاسفانه با قطع طولانیمدت اینترنت، دیگر نتوانستیم از مهارتهایمان استفاده کنیم و درآمدی داشته باشیم. این موضوع در کنار صدمات اقتصادی باعث سرخوردگی من شد؛ چراکه کاملا ناخواسته از شغل موردعلاقه خودم و کاری که در آن مهارت داشتم، دور شدم و با ادامه قطع اینترنت هم معلوم نیست که آینده این شغل چه خواهد شد.

او، این روزها را به سختی میگذراند چراکه در شهر کوچکی زندگی میکند و از دوران نوجوانی، گشتوگذار در اینترنت بود که فاطمه را به دنیای خارج از محل زندگیاش وصل میکرد: «در سالهای اخیر هم در کنار سرگرمی، محیط آنلاین به محلی برای کار و کسب درآمد برای من تبدیل شده بود. حالا این روزها با قطع اینترنت چیزی جز بیحوصلهگی و فکر کردن به آیندهای نامعلوم برای من باقی نمانده است.»
شوک بزرگ اقتصادی در فصل تقاضا
قطعی گسترده اینترنت در نیمه دوم سال ۱۴۰۴ در حالی رخ داد که آن روزها یکی از پرفشارترین دوران کاری برای تولیدکنندگان محتوا بود. ایمانپور در این باره به دیجیاتو میگوید:
«شش ماه دوم سال سایتها برای اینکه بتوانند در گوگل به رتبه بالاتری دست پیدا کنند و در روزهای آخر سال فروش بهتری داشته باشند، بودجه بیشتری به محتوا اختصاص میدادند. بههمین خاطر، فشار کاری افرادی مثل من که در حوزه تولید محتوای متنی کار میکنیم بیشتر میشد. متاسفانه امسال بهدلیل قطع سراسری اینترنت، کسبوکارهای آنلاین فعالیت خودشان را به حداقل رسانند. این مورد، من و سایر افراد شاغل در این حوزه را کاملا بیکار کرد.»
او تأکید میکند این وضعیت فقط یک شوک اقتصادی نیست، بلکه تبعات روانی قابلتوجهی نیز دارد: «حسی که دارم غیرقابل وصف است. کاری که در آن به مهارت کافی رسیدم و میتوانم به بهترین شکل انجام دهم بهدلیل نبود اینترنت عملا تا حد زیادی از بین رفته است. من هیچ وقت نتوانستم و نمیتوانم با این قضیه کنار بیایم و امیدوارم که بهزودی این مسئله حل شود و همه ما بتوانیم بدون هیچگونه تبعیضی به اینترنت جهانی دسترسی داشته باشیم.»
از ایمانپور میپرسم که آیا به راهاندازی شغلی که به اینترنت هیچ ربطی نداشته باشد هم فکر کرده است؟ پاسخ میدهد: « در سالهای اخیر برای خودم کسبوکاری راه انداختم که آن هم متاسفانه تحت تاثیر شرایط اقتصادی قرار دارد و به حداقل سوددهی رسیده است.»
حتی اگر فرصت شغلی باشد، ابزار کار در دسترس نیست
به گفته این تولیدکننده محتوا، اکثر کسبوکارهایی که با آنها همکاری داشته از ابتدای جنگ فعالیتی نداشتند. بعد از آنکه موتور جستجوی گوگل هم در دسترس قرار گرفت، تنها تعداد بسیار کمی از سایتها فعالیت خود را از سر گرفتند که طبیعتا بهدلیل محدودیتهای اینترنتی و همچنین رکود اقتصادی، تعداد محتواهایی که سفارش میدهند انگشتشمار است.

حتی اگر فرصت شغلی هم وجود داشته باشد، کار تولید محتوا بدون اینترنت به آسانی انجام نمیشود. این تولیدکننده محتوا با اشاره به قطع دسترسی به منابع مرجع و ابزارهای ابری، فرآیند فعلی کار را غیرممکن توصیف میکند:
در صورت سفارش گرفتن برای نوشتن محتوا هم بهسختی میشود مطلب خوب و جامعی نوشت، چراکه بهدلیل نبود اینترنت به سایتهای مرجع دسترسی نداریم. جالب است بدانید که حتی گوگل درایو هم مسدود است و چیز سادهای مانند اشتراکگذاری فایلهای گوگل داک هم عملا غیرممکن شده.
«فرو ریختن نتیجه سالها زحمتمان را به تماشا نشستهایم»
این تصور به وجود آمده که با باز شدن گوگل، بحران برای کسبوکارهای آنلاین و متخصصان این حوزه به پایان رسیده است. اما واقعیت فنی زیرساختها روایت دیگری دارد. پوریا ابراهیمی، کارشناس ارشد سئو، که تا سال گذشته همکار ما در دیجیاتو بود و قطعی اینترنت باعث شده او را فعلا در کنار خود نداشته باشیم درباره بازگشایی گوگل میگوید:
این یک سوتفاهم رایج در میان عموم است. باز شدن صفحه جستجوی گوگل برای کاربر، به هیچ وجه به معنای دسترسی صحیح رباتهای گوگل (Googlebot) به سرورهای سایتهای ایرانی نیست. به دلیل اختلالات گسترده، این رباتها دائماً با خطای عدم دسترسی یا کندی شدید مواجه میشوند. وقتی گوگل نتواند یک سایت را بهدرستی پایش (Crawl) کند، تمام زحمات تیم محتوا و فنی بینتیجه میماند و ما شاهد بودهایم که وبسایتهایی با سالها سابقه و سرمایهگذاریهای میلیاردی، به سادگی از نتایج گوگل حذف (De-index) شدهاند.

بنابراین در چنین حالتی همچنان کارشناسهای SEO نیز نمیتوانند از تخصصشان استفاده کنند. علاوه بر این مساله، تقریباً تمام ابزارهای ضروری کار آنها که برای تحلیل رقبا، تحقیق کلمات کلیدی، بررسی فنی سایت و مانیتورینگ استفاده میشوند، کاملاً از دسترس خارج هستند. ابراهیمی معتقد است ادامه کار در چنین شرایطی، مانند تلاش برای ساختن یک ساختمان بدون هیچ ابزاری و در زمینی است که هر لحظه میلرزد؛ یعنی عملاً متوقف شدن کار و کوبیدن آب در هاون.
او در پاسخ به این سوال که بی ارزش شدن تخصصش در شرایط فعلی چه حسی برایش دارد، میگوید استیصال مشترکی بین او و تمام همکارانش و جامعه سئو وجود دارد: «ما سالها زمان گذاشتیم، تجربه کسب کردیم و ذرهذره برای کسبوکارها و وبسایتها اعتبار و رتبه جمع کردیم تا به نتیجه برسیم. سئو دقیقاً شبیه ساختن یک بنای مستحکم است که به زمان، صبر و سرمایهگذاری نیاز دارد. حس ویرانگری که این روزها همه ما تجربه میکنیم، تماشای فرو ریختن تدریجی این زحمات جمعی جلوی چشمانمان است، در حالی که هیچ کاری از دستمان برنمیآید.»
به گفته او، این چاشنی ابهام که اصلاً این شرایط تا کی قرار است ادامه داشته باشد و اینکه هیچکس پاسخگوی این وضعیت نیست، این فرسایش را هزاران بار آزاردهندهتر میکند:
نابودی زحمات یک تیم به خاطر عواملی که کاملاً خارج از کنترل ماست، تجربهای عمیقاً تلخ است. اما اوج این تلخی زمانی است که هر روز خبر تعدیلهای بسیار گسترده همکارانمان را در شرکتهای مختلف میشنویم؛ دیدن اینکه متخصصانی با سالها تجربه، صرفاً به دلیل ناتوانی کسبوکارها در جبران هزینهها و خوابیدن پروژهها شغلشان را از دست میدهند، دردی است که واقعاً تحملش سخت است
استراتژی بقا؛ عقبنشینی از رویاهای توسعه
برای کارشناسانی مانند ابراهیمی، این وضعیت به معنای تغییر ماهیت شغل آنهاست. او تاکید میکند: «ما رسماً از فاز رشد و توسعه وارد فاز بقا شدهایم. دغدغه اصلی بسیاری از کسبوکارها و همکاران من، دیگر پیشرفت و گرفتن سهم بازار بیشتر نیست، بلکه صرفاً حفظ وضعیت موجود و جلوگیری از نابودی کامل پروژهها و تیمهاست.»
به گفته وی، بسیاری از همکارانش به دلیل همین شرایط و موج وحشتناک تعدیل نیروها، به فکر تغییر مسیر شغلی یا مهاجرت افتادهاند.

از ابراهیمی، ابعاد آسیب قطعی اینترنت در زندگی روزمرهاش را جویا میشوم، پاسخ میدهد که دیگر مفاهیمی مثل شب و روز برایش معنای قبلی را از دست داده و همهچیز در یک استرس مداوم و فرسودگی ذهنی بیپایان خلاصه شده است:
طبیعت کار ما در سئو، پویایی و درگیری مداوم با تحلیل دادهها، مطالعه مقالات روز و تست کردن است؛ ما به این ریتم سریع و زنده عادت کرده بودیم. اما الان در نقطهای هستیم که انگار دست و پایمان بسته است. بارها از روی عادت میخواهیم موضوعی را جستجو کنیم یا ایده جدیدی را روی سایت پیادهسازی کنیم، اما با قطعی یا بهتر بگم قحطی اینترنت رو به رو میشیم.
به گفته وی فرسایشیترین بخش ماجرا اینجاست که همزمان اخبار آپدیتهای جدید گوگل یا معرفی مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی در دنیا به گوششان میرسد. اینکه میبینند تمام دنیا با سرعتی خیرهکننده در حال پیشرفت است، اما او و همکارانش عملاً فلج شدهاند و هیچ امکانی برای اجرای ایدههایشان ندارند: «حس یک عقبماندگی دردناک را به ما تحمیل میکند. اینکه نمیدانیم این وضعیت تا کی ادامه دارد و هیچ برنامهریزی مشخصی برای آینده کسبوکار، تیمها و حتی مخارج اولیه زندگی نمیتوانیم داشته باشیم، بدترین و فلجکنندهترین حس ممکن است.»
اضطراب و ناامنی ابدی
ابراهیمی تاکید میکند این وضعیت تمام ابعاد زندگیاش را تحت تاثیر قرار داده و بسیار فراتر از حوزه کار است. مهمترین پیامد آن، ایجاد یک اضطراب و ناامنی مزمن است که در تمام لحظات زندگی حس میشود. وقتی بستر اصلی ارتباطی، کاری و حتی سرگرمی شما تا این حد ناپایدار است، این حس ناامنی به همهجا رسوخ میکند: «خیلی از ما اعضایی از خانوادهمان خارج از ایران هستند و سادهترین شکل ارتباط با آنها، یعنی یک تماس تصویری و حتی صوتی ساده، مدتهاست که به یک چالش و گاهی امری ناممکن تبدیل شده است.»
او یادآور میشود اینترنت فقط یک ابزار کاری نبود؛ پنجرهای برای ارتباط با جهان، ابزاری برای یادگیری و از همه مهمتر، راهی برای پر کردن خلأهای اجتماعی و سرگرمی بود. در شرایطی که امکانات بیرونی محدود است، اینترنت جای خالی خیلی چیزها را برای ما پر میکرد. حذف و محدودیت این ابزار چندکاره، یک حس انزوا، خلأ و خستگی ذهنی عمیق ایجاد کرده که امروز دغدغه مشترک بسیاری از ماست.