«سحاب محبعلی»، فعال حوزه روابط عمومی به دیجیاتو می‌گوید، درست در دوره بحران که شرکت‌ها نیاز بیشتری به واحد روابط عمومی دارند، تعدیل گسترده‌ای در این بخش اتفاق افتاده است. او توضیح می‌دهد اینترنت طبقاتی در کنار اینکه ناعادلانه است، پاسخ درستی به نیاز زیرساختی و اساسی اینترنت در کشور نیست.

محبعلی در دهمین هفته قطع اینترنت در ایران، از تاثیر این قطعی بر تعدیل نیروهای روابط عمومی در میان شرکت‌های اکوسیستم استارتاپی می‌گوید:

حداقل ۵۰ درصد شرکت‌های اکوسیستم استارتاپی که واحد روابط عمومی داشتند، یا تیم‌شان را خیلی کوچک کرده‌اند یا مدیر روابط عمومی و تیم خود را تعدیل کرده‌اند. این میزان تعدیل در تیم‌های مارکتینگ و تولید محتوا هم اتفاق افتاده است. دلیلش هم واضح است. در دوران قطع اینترنت و بدون شبکه‌های اجتماعی، اکوسیستم تولید محتوا نمی‌تواند ارتباطی با مخاطبانش برقرار کند. استفاده‌ از پلتفرم‌های داخلی نیست زیرا فقط نیاز به فعال بودن پلتفرم نیست، بلکه مخاطب باید در آن تریبون حضور داشته باشد و به آن اعتماد داشته باشد، تا بتوان از آن استفاده کرد.

محبعلی توضیح می‌دهد که چرا پلتفرم‌های داخلی نمی‌توانند جایگزین خوبی برای شبکه‌های اجتماعی‌ای باشند که سال‌ها روی آنها سرمایه‌گذاری شده بود:

برندها سال‌ها در شبکه‌های اجتماعی تلاش کرده‌اند تا با سختی و هزینه زیاد، کانال‌های ارتباطی میلیونی ایجاد کنند. شاید تعداد کمی در حد ۱۰ درصد از مخاطبان به پلتفرم‌های اجتماعی داخلی تمایل نشان دهند. بنابراین کاملا اشتباه است اگر بگوییم چرا کسب‌وکارها در پیام‌رسان‌های داخلی کار نمی‌کنند، زیرا فعالیت در این پلتفرم‌ها می‌تواند باعث آسیب به اعتماد مخاطب شود.

سحاب محبعلی

روابط عمومی در جنگ ضروری‌تر از گذشته است

این فعال حوزه روابط عمومی درباره اهمیت مضاعف واحد روابط عمومی در دوران بحران می‌گوید:

در مورد آسیبی که در حال وقوع است مقداری ناآگاهی وجود دارد، زیرا در شرایط فعلی مهم‌ترین جایگاه در سازمان روابط عمومی است. بدون روابط عمومی در دوران بحرانی مثل جنگ نمی‌توانید اعتماد مخاطب را بازسازی کنید.

او ادامه می‌دهد:

حتی اگر فرض کنیم جنگ در کوتاه‌ترین مدت تمام شود و به شرایط قبلی برگشتیم، هزینه جذب دوباره نیروی روابط عمومی با توجه به ترافیک پروژه‌هایی که پیش خواهد آمد بسیار بیشتر خواهد شد. عده‌ای تصور می‌کنند باید واحد روابط عمومی را منحل کنند، در صورتی که احتمالا در آینده نمی‌توانند دوباره آن افراد را جذب کنند یا اینکه جذب آن‌ها با هزینه بسیار بیشتری خواهد بود.

به‌گفته محبعلی اکنون فرایند جذب نیروی در شرکت‌ها متوقف شده است و حتی شرکت‌هایی که در بهمن و اسفند‌ماه آگهی منتشر کرده بودند، دیگر حتی رزومه‌ها را بررسی نمی‌کنند.

او به تاثیر این شرایط بر رسانه‌ها نیز پرداخته و می‌گوید:

از طرفی رسانه‌های این حوزه دچار مشکل شده‌اند. زیرا اقتصاد این رسانه‌ها وابسته به شرکت‌های حوزه است. برخی شرکت‌ها استراتژی انفعال را انتخاب کرده‌اند، در حالی که در روابط عمومی هیچ استراتژی منفعلانه‌ای وجود ندارد، گاهی اوقات سکوت و صبر کردن نیاز است،‌ اما انفعال به هیچ وجه درست نیست.

اینترنت طبقاتی راه حل نیست

چند هفته پس از قطع اینترنت، ارائه اینترنت طبقاتی در قالب طرح جدید «اینترنت پرو» شدت گرفت و همچنان نیز ادامه دارد. محبعلی این طرح را ناعادلانه و غیرکاربردی می‌داند و می‌گوید:

همانطور که گفتم حتی اگر اینترنت پرو به روابط عمومی‌ها بدهند، روابط عمومی باز هم نیاز دارد پیامش را به گوش مخاطب برساند، اما کجا؟ مخاطبی که اینترنت ندارد چطور قرار است پیام روابط عمومی را دریافت کند. باید بپذیریم که کسب‌وکار بدون مخاطب معنی ندارد، حتی اگر مخاطب اینترنت داشته باشد و ما نداشته باشیم بهتر است.

او درباره اینترنت طبقاتی اضافه می‌کند:

بحث دیگر ناعادلانه بودن اینترنت طبقاتی است. اینترنت مثل آب و گاز و برق زیرساخت زندگی امروز ماست. قطع آن باعث می‌شود اکوسیستم استارتاپی ایران منهدم شود که دست‌کمی از خسارت‌های جنگ ندارد. اگر اینترنت وصل شود افراد می‌توانند به زندگی عادی برگردد و در این شرایط سخت اقتصادی تاب‌آوری خود را بالا ببرند، ولی با اینترنتی که فقط عده‌ای خاص داشته باشند دردی دوا نمی‌شود. برای همین خیلی زود باید جلوی این مسئله گرفته شود.

این متخصص حوزه روابط عمومی باور دارد اکنون زمان وصل اینترنت است:

الان خداروشکر در شرایط جنگی نیستیم و می‌شود اینترنت را وصل کرد، هر چند که به عقیده من می‌شد در شرایط جنگی هم اینترنت را با یک سری ملاحضات قطع نکرد. خاموشی اینترنت، نه فقط کسب‌وکارها بلکه زندگی بسیاری از افراد را دچار گرفتاری و آشوب کرده است. فقط بحث مالی هم مطرح نیست. بیکاری علاوه بر آسیب‌های اقتصادی، صدمات روانی سنگینی به افراد می‌زند. فکر می‌کنم اگر همینطور ادامه پیدا کند سرمایه‌گذاران خارجی میل‌شان را به حضور در اقتصاد ایران از دست می‌دهند، اکوسیستم استارتاپی منحل می‌شود و تنها چند شرکت بزرگ باقی خواهند ماند.