صدها هزار داوطلب کنکور، ۲ ماه است که میان روایتهای متفاوت از چند مقام رسمی، معلق ماندهاند. آنها نه میدانند امتحان نهایی دقیقا چه زمانی و به چه صورت برگزار میشود، نه زمان برگزاری کنکور تاریخ دقیقی دارد. هیچ حرف یکسانی هم از سوی مسئولان مطرح نمیشود.
در هفتهها و روزهای اخیر، هر مقام از زاویهای متفاوت حرف زده است؛ یکی از تعویق و تغییر شرایط گفته، دیگری از برگزاری در موعد مقرر و سومی از فرمولی تازه برای تعیین تکلیف پس از پایان شرایط جنگی. نتیجه این چندصدایی، چیزی جز افزایش اضطراب برای دانشآموزانی نیست که همین حالا هم زیر بار سنگین سال آخر مدرسه، آینده دانشگاه و فشار خانوادهها قرار دارند.
همین امروز دو اظهار نظر متفاوت درباره کنکور و امتحان نهایی مطرح شده است. علی فرهادی، سخنگوی وزارت آموزش و پرورش گفته اگر امتحان نهایی تا شهریور برگزار نشود، دانشآموزان نگران فارغالتحصیلی نباشند و در صورت لزوم، امتحان داخلی جایگزین خواهد شد.
او همزمان تأکید کرده که هرگونه تغییر در این سازوکار، وابسته به تصمیمی در سطح کلان و در شورای عالی انقلاب فرهنگی است. یعنی باز هم پاسخ نهایی به یک «اگر» بزرگ موکول شده؛ اگر امتحان نهایی برگزار نشود، اگر مصوبهای برسد، اگر شرایط امنیتی اجازه دهد، اگر تصمیم بالادستی روشن شود.
حمیدرضا حاجیبابایی، نایب رئیس مجلس نیز با اشاره به جلسه با وزیر علوم گفته کنکور ۳۰ روز پس از برگزاری امتحانات نهایی و در مجموع ۴۵ روز پس از اعلام رسمی پایان جنگ برگزار خواهد شد. این یعنی باز هم زمان آزمون به یک متغیر نامطمئن گره خورده است؛ متغیری به نام «پایان رسمی جنگ» که زمانش برای هیچکس روشن نیست. حتی اتصال اینترنت هم به چنین پایان نامعلومی گره خورده است.
دانشآموزی که نمیداند باید برای امتحان نهایی آماده شود یا منتظر آزمون داخلی بماند، چگونه برنامهریزی کند؟ خانوادهای که نمیداند فرزندش در چه زمان و با چه ضوابطی به کنکور میرسد، چطور آرامش را به خانه برگرداند؟ و مهمتر از همه، چرا باید سرنوشت تحصیلی یک نسل، اینقدر وابسته به اطلاعیههای پراکنده و اظهارنظرهای ناهماهنگ باشد؟
کنکور برای این نسل فقط یک آزمون نیست؛ نقطهای است که بر اساس آن برای رشته، دانشگاه، شهر، مهاجرت تحصیلی و حتی آینده شغلی خود تصمیم میگیرند. بلاتکلیفی در چنین زمانی ضربه روانی بزرگی به آنها وارد میکند.