قطعی اینترنت معمولا توجهها را به سمت شرکتهای بزرگ جلب میکند، اما این کسبوکارهای کوچک و متوسط هستند که اغلب در سکوت خبری، بیشترین فشار را تحمل میکنند. استارتاپهایی که با سرمایههای شخصی و امیدهای بزرگ بنا شدهاند. از ۹ اسفند ۱۴۰۴ درگیر قطعی اینترنتی هستیم که با آتشبس هم ادامه دارد. بحرانی که پس از قطعیهای ۲۰ روزه ابتدای زمستان سال گذشته و جنگ ۱۲ روزه، عملاً نفسهای فعالان اقتصاد دیجیتال را به شماره انداخته است. دوات یکی از همین کسبوکارهایی است است که بنیانگذاران آن برای بقا دست به تصمیماتی سخت زدهاند؛ از خاموش کردن موقت سرورها تا ترک موقت کشور صرفاً برای دسترسی به اینترنت آزاد.
دوات نمونهای تمامعیار از کسبوکارهای آنلاینی است که در تندباد این حوادث گرفتار شدهاند. این پلتفرم یک نرمافزار تحت وب جامع برای مدیریت قراردادهاست. از نگارش و ویرایش گروهی گرفته تا تایید، امضای الکترونیک امن، بایگانی و نظارت بر اجرای قراردادها که تمام فرآیندهای آن بر بستر وب و بدون نیاز به زیرساخت فیزیکی برای کاربر طراحی شده است. اما قطعی طولانی مدت اینترنت، پلتفرمی را که قرار بود چابکی و سرعت را به ارمغان بیاورد، در تاریکی مطلق فرو برده است.
فرزانه برکت مومنی و پریسا دهقان، همبنیانگذاران دوات، که روزی وکالت را برای ورود به دنیای پرخطر کارآفرینی رها کرده بودند، در ماههای اخیر با سناریوهایی روبهرو شدند که شاید در هیچ کتاب مدیریت کسبوکاری نوشته نشده باشد.
فرزانه برکت مومنی، همبنیانگذار و مدیرعامل دوات، در گفتگو با دیجیاتو از یکی از سختترین تصمیمهای این دوره میگوید: خاموش کردن سرورها. به گفته او، در شرایطی که هزینههای زیرساختی متناسب با نرخ ارز افزایش پیدا میکرد، اما درآمد شرکت به دلیل توقف جذب مشتری جدید و محدود شدن فعالیت کاربران ثابت مانده بود، ادامه فعالیت عملاً غیرممکن شد. در نهایت، فاصله میان هزینه و درآمد به جایی رسید که تیم تصمیم گرفت سرویس را بهطور موقت متوقف کند؛ تصمیمی که تا آخرین لحظه تلاش کرده بودند از آن اجتناب کنند.
در سوی دیگر، قطعی اینترنت تنها به توقف خدمات ختم نشده، بلکه حتی فرآیند یادگیری و توسعه فردی و تیمی را نیز مختل کرده بود. پریسا دهقان، همبنیانگذار و مدیر اجرایی دوات، میگوید در چنین شرایطی، عملاً فضایی برای یادگیری، رشد یا حتی برنامهریزی وجود نداشت. همین مسئله باعث شد آنها تصمیم بگیرند بهطور موقت از کشور خارج شوند تا حداقل به اینترنت پایدار دسترسی داشته باشند و بتوانند از این دوره برای حفظ پویایی خود استفاده کنند.
در ادامه، مشروح گفتوگو دیجیاتو با فرزانه برکت مومنی و پریسا دهقان را میخوانید.
مجتبی آستانه، دیجیاتو: زمانی که دوات را شروع کردید، بدترین سناریویی که فکر میکردید رخ دهد چه بود؟
پریسا دهقان، همبنیانگذار و مدیر اجرایی-عملیاتی دوات: زمانی که دوات را آغاز کردیم، سناریوی جنگ هیچگاه گزینهای کاملاً دور از ذهن نبود. حدود دو سال و نیم پیش حمله محدودی از سوی اسرائیل به ایران صورت گرفت که البته کوتاه و محدود به نقاطی خارج از شهرها بود، پس از آن هم جنگ دوازده روزه سال گذشته را داشتیم و حال هم جنگ دیگری را تجربه کردیم. با این وجود، هیچگاه به صراحت درباره جنگ در شرکت صحبت نکرده بودیم، اما در گوشه ذهن همهمان بود.

از همان ابتدای فعالیتمان، یکی از چیزهایی که دربارهاش صحبت کردیم و دنبالش بودیم، توانایی فعالیت فراتر از مرزهای ایران بود. اما خب برای یک کسبوکار نوپا، فعالیت همزمان در چند کشور عملاً غیرممکن است. باید ابتدا پله اول را ساخت و روی آن ایستاد تا بتوان پله دوم را بنا کرد. ما هنوز در حال ساختن همان پله اول بودیم که این اتفاقات یکی پس از دیگری رخ داد و پیشرفت ما را به شکل قابل توجهی به تأخیر انداخت.
اما فارغ از سناریوی جنگ، بدترین چیزی که برای دوات متصور بودیم این بود که شاید نیاز واقعی بازار را درست شناسایی نکرده باشیم یا راهحلی که ارائه میدهیم دقیقاً متناسب با آن مشکل نباشد. خوشبختانه در طول این یک سال و اندی، از طریق گفتگو با مدیران عامل شرکتهای بزرگ و پرسیدن مستقیم درباره دغدغههای حقوقی و قراردادیشان، به این اطمینان رسیدیم که هم مساله را درست تشخیص دادهایم و هم راهحلی که طراحی کردهایم دقیقاً پاسخ مناسبی برای آن است.
دیجیاتو: سختترین تصمیمی که مجبور شدید در این چند ماه پرچالش بگیرید چیست؟
فرزانه برکت مومنی، همبنیانگذار و مدیرعامل دوات: بهنظرم سختترین تصمیم، خاموش کردن سرورها بود. هزینه سرورها مستقیماً با نرخ دلار افزایش پیدا میکرد، در حالی که درآمد ما از محل اشتراک مشتریان چنین افزایشی نداشت. با شروع قطعیهای اینترنت و تشدید چالشها، ورودی مشتریان جدید تقریباً به صفر رسید و ما صرفاً به مشتریان قبلی متکی بودیم.

در نهایت، فاصله میان هزینهها و درآمد به حدی رسید که ناچار شدیم سرورها را موقتاً خاموش کنیم. اطلاعرسانی این تصمیم به مشتریان نیز کار سادهای نبود، اما خوشبختانه آنها شرایط را درک کردند و عمدتاً انتظار داشتند مدت اشتراکشان در آینده جبران شود. با این حال، این تصمیمی بود که تا آخرین لحظه تلاش کردیم از آن اجتناب کنیم. حتی در مقاطع دشوار قبلی، از جمله دورههای تنش و قطعی اینترنت، تلاش کرده بودیم دوات را فعال نگه داریم، اما در این مقطع، ناچار شدیم چنین تصمیمی بگیریم.
پریسا دهقان: این سوال را میخواهم از نظر شخصی پاسخ دهم نه کسبوکاری. سختترین تصمیم، «ادامه دادن» بود. واقعیت این است که هرگز تصور نمیکردم در چنین شرایطی قرار بگیرم یا با سطحی از درماندگی در جامعه روبه رو شویم که مجبور باشند بین بد و بدتر انتخاب کنند و عملاً گزینه مطلوبی پیش رویشان نباشد.
در چنین فضایی و با فشارهای روانی سنگینی که در ماههای اخیر تجربه شده، تصمیم به ادامه دادن، به این معنا که در نوعی رخوت و بیعملی فرو نروم و صرفاً روزها را سپری نکنم، برای من دشوارترین تصمیم بوده است. با این حال، از اتخاذ این تصمیم رضایت دارم و تلاش میکنم هر روز به آن پایبند بمانم. امیدوارم در آینده، شرایط به سمت روزهای روشنتر برای ایران و ایرانیان حرکت کند.
آن روزی که دوات را راهانداختید چه رویایی در ذهن داشتید و جنگ و شرایط دی ماه چقدر شما را از آن دور کرده است؟
پریسا دهقان: تقریباً همه بنیانگذاران، زمانی که کسبوکاری را آغاز میکنند، رؤیایی جز موفقیت آن و حفظ و رشدش در مواجهه با فراز و فرودهای طبیعی بازار ندارند. برای ما نیز در دوات همینطور بود.
با این حال، جنگ را میتوان یکی از بدترین رخدادهایی دانست که ممکن است برای یک کسبوکار اتفاق بیفتد. تعطیلی کشور، شکلگیری وضعیت بلاتکلیفی برای مردم و گسترش احساس ناامیدی، فضایی ایجاد میکند که در آن امید و پویایی بهشدت کاهش مییابد. هرچند احساسات در جامعه یکدست نیست و گروههای مختلف واکنشهای متفاوتی دارند، اما در مجموع ناامیدی، اثر منفی قابلتوجهی هم بر جامعه و هم بر کسبوکارهای نوپا میگذارد.
این شرایط میتواند هم افراد و هم خود کسبوکار را بهراحتی از پا درآورد؛ بهویژه در حوزه فناوری اطلاعات که فعالیت در آن با هزینهها و حساسیتهای بالایی همراه است. دوات نیز از این وضعیت مستثنا نبود. با این حال، در کنار همه این چالشها، از جمله تحریمها، تلاش ما این بوده که امید را از دست ندهیم و بهنوعی در یک وضعیت فریز یا توقف موقت قرار بگیریم تا با روشنتر شدن شرایط، مسیر ادامه فعالیتمان را مشخص کنیم.

از تجربه کاریتان در شرایط فعلی بگویید. از یک طرف جنگ و از طرف دیگر قطع اینترنت. برای یک روز کاری چه چالشهایی دارید؟
پریسا دهقان: اگر خیلی کوتاه بخواهم توصیف کنم، این روزها با استرس فراوان و یک غم بزرگ میگذرد. من و خانم مومنی، که ایشان بنیانگذار اصلی دوات هستند و من بهعنوان همبنیانگذار در کنارشان فعالیت میکنم، در مقطعی تصمیم گرفتیم برای مدت کوتاهی از ایران خارج شویم. سفر من تا حدی اتفاقی بود، اما با توجه به شرایط داخل کشور، اقامتم طولانیتر شد. برای خانم مومنی نیز وضعیت مشابهی پیش آمد؛ با این جمعبندی که در شرایط فعلی، عملاً فضایی برای یادگیری، رشد یا حتی فعالیت کسبوکاری وجود ندارد و بیشتر مسئله، صرفاً گذراندن روزهاست.
در چنین شرایطی، تصمیم گرفتیم حداقل برای مدتی خارج از ایران باشیم تا دسترسی به اینترنت داشته باشیم و بتوانیم از این بازه زمانی استفاده کنیم. واقعیت این است که همه ما ناگهان در موقعیتی قرار گرفتیم که هیچ نقشی در شکلگیری آن نداشتیم. در عین حال، باور من این است که اگرچه بسیاری از عوامل خارج از کنترل ما هستند، اما همچنان میتوانیم انتخاب کنیم که در سختترین شرایط چگونه عمل کنیم و تا چه حد مفید باشیم؛ چه برای خودمان و چه در مقیاسی بزرگتر.
ماندن در داخل کشور، با محدودیتهایی که سالها وجود داشته و اکنون به اوج خود رسیده، عملاً کمکی به پیشبرد کار نمیکرد. حتی این نگرانی وجود داشت که فرسودگی ناشی از این شرایط، در آینده نیز توان ما را برای ادامه کار کاهش دهد. به همین دلیل، تلاش کردیم حداقل پویایی فردی خود را حفظ کنیم؛ هرچند فشار روانی ناشی از دوری، پیگیری مداوم اخبار و محدودیت در ارتباط با خانواده، تجربهای مشترک برای بسیاری از ایرانیان خارج از کشور است و ما هم با آن روبه رو هستیم.
در نهایت، با وجود همه این دشواریها، به این جمعبندی رسیدیم که حفظ این پویایی، با تمام تلخیهایش، بهترین تصمیم برای خودمان و برای دوات است. این همان رویکردی است که بر اساس آن روزها را سپری میکنیم.
از سوی دیگر، مدتها پیش یک خلأ دیگر را نیز در بازار شناسایی کرده بودیم که ارتباط مستقیمی با دوات ندارد و به حوزه فشن و استایلینگ در بازار B2C مربوط میشود. با توجه به تمرکز کامل ما بر دوات و رشد مناسب آن، هیچگاه فرصت پرداختن جدی به این ایده فراهم نشد.
اما اکنون، با توجه به شرایطی که برای ما و بسیاری از کسبوکارها بهوجود آمده و مجبور شدیم فعالیتهایمان را به طور موقت متوقف کنیم، تصمیم گرفتیم از این زمان استفاده کنیم. در حال حاضر روی توسعه این اپلیکیشن کار میکنیم، تستهای اولیه آن را پیش میبریم و سعی داریم آن را برای روزهای بهتر آماده کنیم تا در زمان مناسب، در کنار دوات، بهصورت موازی توسعه یابد.

پس از حوادث دی و بهمن، دوباره جنگ و قطعی اینترنتی طولانیتر را شاهد هستیم. این موضوع چه اثراتی روی جذب سرمایه برای استارتاپهای کوچک و متوسط میگذارد؟ فکر میکنید با پایان جنگ چقدر جذب سرمایه سختتر شده باشد؟
فرزانه برکت مومنی: حتی پیش از این تحولات نیز ایران از نگاه سرمایهگذاران، بازاری پرالتهاب و پرنوسان محسوب میشد. از آنجا که هدف نهایی سرمایهگذار کسب سود است، چنین شرایطی بهطور طبیعی ریسک سرمایهگذاری را افزایش میدهد. در ذات خود، سرمایهگذاری روی استارتاپها نیز یک فعالیت خطرپذیر است و وقتی این سطح از ریسکهای بیرونی به آن اضافه میشود، تمایل سرمایهگذاران بهطور قابلتوجهی کاهش مییابد.
پس از قطعیهای گسترده اینترنت و وقوع جنگ، به نظر میرسد مفهوم سرمایهگذاری خطرپذیر، دستکم به معنای متعارف آن، بیش از پیش تضعیف شده است. در چنین شرایطی، اگر سرمایهگذاری هم انجام شود، بهاحتمال زیاد محدود به کسبوکارهایی خواهد بود که بتوانند شواهدی روشن از سودآوری خود ارائه دهند؛ آنهایی که با وجود محدودیتهای اینترنتی یا اتکا به زیرساختهای جایگزین توانستهاند فعالیت خود را حفظ کرده و به سوددهی برسند.
پریسا دهقان: مشاهدات و شنیدههای من، هرچند به دلیل دشواری ارتباطات بسیار محدود است، و همینطور برداشتی که بر اساس منطق شخصی دارم، نشان میدهد که جذب سرمایه احتمالاً بسیار دشوارتر شده است. بهطور کلی، رخدادهایی مانند جنگ، سطح امنیت را در ابعاد مختلف، از جمله امنیت اجتماعی و اقتصادی، کاهش میدهند.
به نظر میرسد امنیت یکی از نخستین مؤلفههایی است که سرمایهگذاران به آن توجه میکنند؛ در حالی که تأمین بخش قابلتوجهی از این مؤلفه، اساساً خارج از کنترل یک کسبوکار است و به عوامل کلانتری مانند سیاستهای دولتها و شرایط کشور بستگی دارد. استارتاپها میتوانند پیشبینیهای مالی، برنامههای فروش یا سایر شاخصهای عملکردی خود را ارائه دهند، اما تصمیمگیری برای سرمایهگذاری معمولاً فراتر از این موارد و مبتنی بر مجموعهای از ملاحظات کلانتر انجام میشود.
بر این اساس، به نظر میرسد فرآیند جذب سرمایه دشوارتر شده باشد، هرچند هنوز نمیتوان با قطعیت درباره آن قضاوت کرد و این موضوع تا حد زیادی به تحولات پیشرو و نحوه پایان یافتن شرایط فعلی بستگی دارد. با این حال، در جمعبندی شخصی، تصور میکنم استارتاپها اکنون با مسیر پیچیدهتری برای جذب سرمایه مواجه هستند.
اگر ماشین زمان داشتید و با همین اطلاعات فعلی به زمانی بازگردید که وکالت را رها کردید و تصمیم گرفتید دوات را راه بیندازید، آیا دوباره این کار را خواهید کرد؟ چه توصیهای به فرزانه برکت مومنی آن زمان میکنید؟
فرزانه برکت مومنی: بله، قطعاً دوباره همین مسیر را انتخاب میکردم. البته باید تأکید کنم که این یک توصیه عمومی نیست، چون رضایت من از این تصمیم بیش از آنکه به خود انتخاب مربوط باشد، به ویژگیهای شخصی من برمیگردد.
حرفه وکالت در مقطع زمانی خودش برای من این امکان را فراهم کرد که طی چند سال کار سخت، پساندازی داشته باشم تا بتوانم هم دوات را راهاندازی کنم و هم در دورههای دشوار، از نظر مالی دوام بیاورم. با این حال، مسیری که انتخاب کردم الزاماً یک مسیر کاملاً عقلانی نبود، بلکه بیشتر یک انتخاب مبتنی بر علاقه، انگیزه درونی و اشتیاق به زندگی بود؛ مسیری که میتوانست من را در بلندمدت راضی و خوشحال نگه دارد.
در شرایط فعلی، بهویژه با ظهور و گسترش هوش مصنوعی، حتی بیشتر از قبل از این انتخاب رضایت دارم. مجموعه تجربیاتی که در این مسیر به دست آوردهام، از دانش کسبوکار و شناخت بازار گرفته تا مهارتهای ارتباطی، حل مساله و فن بیان، امروز به ترکیبی تبدیل شده که به من امکان میدهد بسیاری از کارها را بهصورت مستقل انجام دهم. حتی در حال حاضر، بخشهایی از توسعه فنی دوات را خودم پیش میبرم. این حوزه برای من بهقدری جذاب شده که ماهها بهصورت فشرده روی آن وقت گذاشتهام و همچنان برایم هیجانانگیز است؛ چه در مسیر دوات و چه در مسیرهای دیگر، حتی در مقیاس بینالمللی.
اما اگر بخواهم به گذشته برگردم و به خودم توصیهای کنم، احتمالاً مسیر تحصیلی خود را تغییر میدادم. من در ۲۵ سالگی به بهانه پذیرش در مقطع دکتری توانستم رضایت خانوادهام را جلب کنم تا به تهران بیایم. اگر امکان بازگشت به گذشته داشتم، ترجیح میدادم زودتر، مثلاً در مقطع کارشناسی ارشد، به تهران بیایم. همچنین احتمالاً در رشته حقوق ادامه تحصیل نمیدادم و به سراغ حوزههایی مانند مدیریت کسبوکار میرفتم تا بتوانم از همان ابتدا در فضایی متفاوت قرار بگیرم و شبکه ارتباطی گستردهتری، خارج از حوزه حقوق، برای خودم ایجاد کنم.
حتی اگر همان مسیر را هم در نظر بگیریم، اگر به زمان شروع دوره دکتری برمیگشتم، به احتمال زیاد از همان ترم اول انصراف میدادم و زودتر وارد مسیری میشدم که امروز در آن قرار دارم.
چه توصیهای به افرادی دارید که بخواهند مثل شما به سمت راهاندازی استارتاپ بروند؟ مخصوصا مباحثی مثل هوش مصنوعی و هوشمندسازی در این شرایط کشور.
فرزانه برکت مومنی: واقعیت این است که خودم را چندان در جایگاه توصیه کردن نمیبینم، اما اگر بخواهم بر اساس تجربه شخصی صحبت کنم، به نظرم راهاندازی استارتاپ مستلزم نوعی عبور از پول»است.
برخی افراد ذاتا به دنبال کارهای هیجانانگیز، مسیرهای نامطمئن و چالشبرانگیز هستند و اساساً نگاهشان به زندگی، همراه با تجربهگرایی و آزمون و خطاست. برای این گروه، ورود به فضای استارتاپی از ابتدا جذاب است. اما برای بسیاری دیگر، از جمله خود من در سالهای ابتدایی، انگیزه اولیه بیشتر جنبه مالی دارد. این تصور که استارتاپ میتواند به درآمد بالا منجر شود، نقطه شروع رایجی است.
با این حال، تجربه نشان میدهد ماندگاری در این مسیر زمانی اتفاق میافتد که فرد به سطحی از درآمد و رفاه رسیده باشد و تا حدی این تجربه را پشت سر گذاشته باشد؛ بهطوری که دیگر انگیزه اصلیاش صرفاً افزایش تدریجی درآمد نباشد، بلکه به دنبال تجربههای بزرگتر و چالشهای عمیقتر باشد. در واقع، آمادگی ورود به مسیری پرنوسان، همراه با سختیها و عدم قطعیت، شرط مهمی برای ادامه دادن در این فضاست. در تجربه شخصی من، افرادی که چنین نگاهی داشتند توانستند در این مسیر دوام بیاورند و دیگران معمولاً زودتر از انتظار از آن خارج شدند.
در مورد هوش مصنوعی نیز، بهنظر من این حوزه به ابزاری بسیار قدرتمند تبدیل شده که میتواند حتی یک فرد را بهتنهایی در موقعیت راهاندازی یک کسبوکار قرار دهد. اما استفاده مؤثر از آن نیازمند یادگیری عمیق و مستمر است. اگر فردی بتواند بهصورت جدی و فشرده، برای مدتی قابلتوجه روی یادگیری اصولی این ابزارها وقت بگذارد، میتواند از آنها برای ساخت نمونه اولیه، آزمون ایدهها و حتی اجرای همزمان چند مسیر مختلف استفاده کند.
به بیان دیگر، هوش مصنوعی این امکان را فراهم کرده که حتی بهصورت فردی، پایههای یک کسبوکار شکل بگیرد و ایدهها در عمل آزمایش شوند. اما شرط بهرهبرداری واقعی از این ظرفیت، عبور از یادگیری سطحی و رسیدن به درکی عمیق و کاربردی از این ابزارهاست.