این سیزدهمین سالی است که شانس این را دارم که پیام تبریک نوروز را در دیجیاتو برای شما بنویسم. در طول این سال‌ها اتفاقات تلخ و شیرین زیادی را با هم تجربه کردیم اما قطعاً آنچه که در ۱۴۰۴ از سر گذراندیم، تلخ‌تر از هر زمان دیگر بود. من زندگی و تمام خوشی‌های کوچکش را عاشقانه دوست دارم. چیزهای ساده‌ای مثل بوی کوچه و خیابان بعد از نم باران، خنکی گوارای یک لیوان آب در گرمای تابستان یا حتی صدای شکستن برگ‌های نارنجی رنگ پاییزی در هنگام پیاده‌روی. اما سوگی که بر دل‌هایمان نشاندند همه این زیبایی‌ها را از معنا تهی کرد. چطور می‌توان به زندگی مثل قبل نگاه کرد وقتی که حالا هم‌وطنان بسیاری دیگر در میان ما نیستند؟ طاها هوشیار یکی از آن‌ها بود؛ نوجوان ۱۲ ساله‌ای که اگر کشته نمی‌شد، شاید حالا در تدارک لباس نوی عیدش بود و با چشمان معصومش رقص ماهی‌های قرمز را بر سر سفره هفت‌سین به تماشا می‌نشست.

و حالا موسیقی پس زمینه این روزهایمان هم صدای انفجارهاییست که از گوشه و کنار شهر به گوش می‌رسد. موشک‌ها از یک سو می‌نوازند و گرانی‌ها از سوی دیگر. انگار همه چیز دست به دست هم داده تا رؤیاهایمان به خاکستر تبدیل شود. آری، «امید» هم این روزها به کالایی لوکس بدل شده.

در میان همه آنچه می‌گذرد، خاموشی اینترنت جور دیگری بر روانمان خنج می‌کشد. اینترنتی که امروزه مثل آب و برق و سایر موارد مشابه، از حقوق اولیه هر انسانی است، از ما دریغ شده. مترسکی به اسم اینترنت داخلی در برابرمان است که حتی برای برآورده کردن ابتدایی‌ترین نیازهای آنلاینمان هم کافی نیست. من و همکارانم در دیجیاتو تمام تلاشمان را در این سال‌ها کردیم که این موضوع بدیهی برای تصمیم‌گیران واضح باشد. از آسیب‌های روانی عدم ارتباط آنلاین نوشتیم، از آسیب به کسب‌وکارها و اقتصاد دیجیتال نوشتیم، از اهمیت نقش سرگرم‌کننده اینترنت در جامعه‌ای که سرگرمی دیگری برایش باقی نمانده نوشتیم، از آسیب طبقه‌بندی کردن اینترنت و سیم‌‌کارت‌های سفید نوشتیم، اما موفق نبودیم و حالا امروز که این مطلب را می‌نویسم بیش از ۲۰ روز است که ۹۰ میلیون نفر به اینترنت دسترسی ندارند. بابت اینکه در این مسیر موفق نبودیم و نتوانستیم صدا و خواسته به حق شما را به گوش آن‌هایی که باید بشنوند برسانیم، فقط می‌توانم از شما عذرخواهی کنم.

فارغ از اینکه نتیجه این جنگ چه خواهد بود، هر آنچه در فردای ایران رقم می‌خورد، بدون شنیده شدن خواسته‌های مردم، راه به جایی نخواهد برد. و بیایید نوروز را به فال نیک بگیریم و شکوفه زدن درختان از پس زمستان را به خاطر بسپاریم؛ ما زنده هستیم و تا جایی که صدا در گلو داریم، خواسته‌های خود را فریاد خواهیم زد. ایران سرزمین آزادگان است و صدای آزادی هیچ وقت خاموش نمی‌شود.