«مدال طلای قدرت اجرایی اهدا میشود به دکتر عارف» این جمله کنایهآمیز حسن هاشمی، رئیس سابق سازمان نظام صنفی رایانهای کشور است. پست او در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) واکنشی است به وعدههایی که قرار بود مرهمی بر زخمهای عمیق کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال باشد، اما هرگز رنگ واقعیت به خود نگرفت. هاشمی در گفتگو با دیجیاتو هشدار میدهد که اقتصاد دیجیتال در آستانه نابودی است و این حوزه عقبگرد ترسناکی خواهد کرد.
به دنبال قطعیهای گسترده اینترنت، پیامک و حتی تماس در دی ماه، تمامی کسبوکارها بهویژه فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال آسیبهای بسیاری دیدند. دولت نیز مثل همیشه سر دادن وعدههای زیبای حمایتی را آغاز کرد، اما به نظر میرسد در عملی خبری از کمک به کسبوکارها نیست.
حسن هاشمی، رئیس سابق نصر کشور و نایب رئیس کمیسیون کسبوکارهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و هوش مصنوعی اتاق بازرگانی خراسان رضوی اخیرا به این موضوع واکنش نشان داده است. او در ایکس نوشت:

رئیس سابق نصر کشور به دیجیاتو میگوید قرار بود به دستور معاون اول رئیس جمهور، سازمان تامین اجتماعی به کسبوکارها برای پرداخت هزینههای بیمه مهلت دهد، اما در عمل این موضوع اتفاق نیفتاد.
هاشمی در گفتگو با دیجیاتو، ضمن انتقاد از حمایتهایی که صرفا به زبان آمدند، اما در عمل رخ ندادند انتقاد کرده و درباره بحرانی که صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات با آن روبه رو شده توضیح میدهد.
دیجیاتو: معاون اول رئیس جمهور چه وعدهای به کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال داده بود که شما آن را پوچ دانستید؟
حسن هاشمی - رئیس سابق نصر کشور: از شرایط دیماه امسال همگی خبر داریم و به خاطر اتفاقات تلخ آن دوره که جان هموطنان بسیاری را گرفت، متاثر شدیم. در کنار این بحران اجتماعی، قطعی گسترده شبکههای ارتباطی، بحران دیگری ایجاد کرد و تمامی کسبوکارها و بهویژه فعالان حوزه اقتصاد دیجیتال را هدف قرار داد. با قطع اینترنت، چرخه فعالیت بخش قابل توجهی از شرکتهای بخش خصوصی بهطور کامل متوقف شد و درآمدهای آنها به صفر رسید. این وضعیت فقط محدود به دو هفته قطعی کامل ارتباطات نبود و اثرات آن تا ماهها ادامه خواهد داشت.
در واکنش به این وضعیت، فعالان صنعت فناوری اطلاعات از معاون اول رئیسجمهور، که سابقه وزارت این حوزه را هم دارند، درخواست حمایتهایی مثل استمهال مطالبات تامین اجتماعی را داشتند. دکتر عارف هم وعده حمایت دادند و به سازمان تأمین اجتماعی نامه نوشتند، اما مدیرعامل این سازمان در یک جلسه عمومی علنا اعلام کرد که چنین کاری انجام نمیدهند.

این موضوع صرفا درباره مهلت هزینههای تامین اجتماعی است یا سایر موضوعات حمایتی را هم در بر میگیرد؟
این موضوع صرفاً درباره مهلت پرداخت هزینههای تأمین اجتماعی نیست و اگر بخواهم وعدههایی که به فعالان اقتصاد دیجیتال داده شده و عملی نشده را برای شما بازگو کنم، یک کتاب هزار صفحهای میشود. از حوزه بیمه و مالیات بگیرید تا حمایتهایی که قانون مصوب هم دارد اما اجرایی نشده است. عجیبتر اینکه، بسیاری از وعدهها با جابهجایی مدیران بهسادگی فراموش میشود و بعد از اینکه برای توجیه و پذیرش یک مدیر، جلسات تخصصی متعددی را برگزار میکنیم، ناگهان تغییرات مدیریتی رخ میدهد و دوباره به نقطه صفر بازمیگردیم!
با این فرآیند، چه امیدی به تحقق وعدهها باقی میماند و کدام وعده عملی میشود؟ اصلا مسئولان خودشان بیایند و بگویند تا حالا چه گلی به سر بخش خصوصی این صنعت و کارآفرینان زدهاند؟ چه حمایتی کردهاند؟ کدام وعدهشان عملی شده؟ کیفیت اینترنت که مهمترین زیرساخت مورد نیازشان است خوب شده؟ مشکلات تامین محل استقرار شرکتهای فناور حل شده؟ قوانین مصوبی مثل بخشودگی مالیات دانشبنیانها در سراسر کشور اجرایی شده؟ کارآفرینان بخش خصوصی ما به جای اینکه روی توسعه فناوریها و توانمندیهایشان متمرکز باشند، مدام درگیر رفع این مدل چالشهای سطحی برای بقای کسبوکارشان هستند. ای کاش مسئولانی که از پیشتاز بودن کشور و روند صعودیمان حرف میزنند، لااقل در همین حوزه حمایت از کسبوکارها یک مقایسه ساده با کشورهای همسایهمان مثل امارات انجام دهند و ببینند آنها چطور در راستای منافع ملیشان، از بخش خصوصی داخلی و خارجی حمایت میکنند. اگر این زحمت را به خودشان بدهند میفهمند که چرا کارآفرینان و سرمایهگذاران ایرانی، با وجود عدم رضایت قلبی، گزینه مهاجرت را انتخاب میکنند.

به نظر میرسد دولتمردان، از رئیس جمهور گرفته تا عارف، همگی حامی کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال و دانشبنیان هستند، اما به وقت عمل چیز دیگری را شاهد هستیم. به نظر شما دستورات این افراد نمایشی است یا ارادهای در بدنه دولت برای اجرا وجود ندارد؟
به نظر من، موضوع فراتر از وزارتخانه و حتی دولت است. برخلاف دورههایی که ادبیات فناوری اطلاعات و ارتباطات برای برخی مسئولان وزارت ارتباطات قابل درک نبود، لااقل در دولت فعلی نگاه به حوزه اقتصاد دیجیتال و دانشبنیان متناسب با شرایط روز جهان و تحولات فناوری است و مسئولان حرف کسبوکارها را میفهمند. اما وقتی حتی در چنین شرایطی، متولی حوزه فناوری اطلاعات در دولت هم در تصمیماتی کلیدی مانند قطع کامل اینترنت به عنوان زیرساخت اصلی این صنعت، حق رای ندارد، مشخص است که نمیتوان امیدوار بود. در حوزه حمایتها هم، شاید مانند تجربه اخیر، وعدههایی برای کمک جزئی به فعالان این صنعت داده شود، اما وقتی زمان عمل فرا میرسد، این وعدهها عملی نمیشود.
اگر دولت هیچ اختیاری در قطع و وصل اینترنت ندارد، حداقل میتوانست روی کاغذ شرایط جبران آن را برای کسبوکارها مصوب کند؛ مانند استمهال حق بیمه، مالیات، مطالبات بانکی، پرداخت تسهیلات یا ایجاد صندوق جبران خسارت. هرچند این اقدامات هم نمیتواند اعتماد را بهطور کامل بازگرداند و مشکل ریشهای یعنی تضمین پایدار بودن زیرساخت را حل نکند، اما دستکم نشان میداد که درباره مشکلات تکراری فکر شده و راهکاری برای آن در نظر گرفته شده است.
در حال حاضر کسبوکارها با چه چالشهایی روبه رو هستند و چه ابزارهای حمایتی واقعا میتواند به ادامه حیات آنها کمک کند؟
وضعیت کسبوکارهای اقتصاد دیجیتال در حال حاضر کاملاً بحرانی است و به زودی نشانههای وخامت آن آشکار خواهد شد. فعلاً، به دلیل شوک ناشی از اتفاقات اخیر و نبود پیشبینی قابل اتکا درباره آینده، فعالان صنعت مات و حیران ماندهاند و فرصت نکردهاند ارزیابی دقیقی از شرایط داشته باشند.
شاید از نگاه غیرتخصصی گفته شود که قطعی اینترنت فقط سه هفته طول کشید و پس از آن شرایط به سمت عادی شدن پیش رفت، اما واقعیت این است که همین چند هفته، علاوه بر خسارات سنگین مالی، مهمترین اصل یعنی اعتماد کسبوکارها را خدشهدار کرد و دیگر نمیتوانند ریسک مواجهه مجدد با چنین وضعیتی را بپذیرند. نتیجه این وضعیت مهاجرت کسبوکارها و نیروهای نخبه، تعدیلهای گسترده کارکنان، کوچکسازی شرکتها و واگذاری فعالیتها خواهد بود.

متاسفانه هر بار که با چنین وضعیتی مواجه میشویم، مسئولان با این توجیه که وضعیت کنونی حساس است، مسئولیت را از گردن خود رد میکنند و فشار روی بخش خصوصی بیشتر و بیشتر میشود. ما نمیدانیم پس بالاخره کی قرار است این «وضعیت حساس کنونی» تمام شود و بتوانیم روی کسبوکارمان تمرکز کنیم. ما کشورمان را دوست داریم و شرایط خاص امنیتی را هم درک میکنیم، اما نمیتوان هر بار که مسئولان با چالشی مواجه میشوند، اولین اقدامشان قطع اینترنت باشد. اگر در برخی مقاطع مجبور به این کار هستند، چرا در تکرارهای بعدی، راهکار جلوگیری از خسارت دیدن هزاران کسبوکار اجرا نمیشود؟ چرا هر بار شرایط ما باید به «نقطه سر خط» برگردد؟ بانیان وضع موجود و بحرانهای اقتصاد ما چه کسانی هستند؟ بیایند و پاسخ بدهند که چرا هیچ برنامهای برای جلوگیری از تبعات شرایط حساس کنونی تکرارشونده ندارند!
از نظر من به عنوان فردی که بیش از 30 سال است در بخش خصوصی کشور کار کرده و همه چالشها را تجربه کردهام، ابزارهای حمایت از کارآفرینان کاملا مشخص است؛ مهمترین این ابزارها مواردی است مثل فراهم کردن زمینههای تامین مالی، مشوقهای مالیاتی و تامین اجتماعی و تعهد اجرا شدن قوانین حمایتی. به طور خاص در صنعتی مانند فناوری اطلاعات که پیوند دهنده همه صنایع و خدمات کشور با مردم است هم، تضمین دسترسی پایدار به اینترنت برای عموم مردم یک نیاز ضروری است. دلیل این حرف من هم این است که صنعت فناوری اطلاعات یک صنعت تزئینی نیست که بتوان هر لحظه که اراده میکنند زیرساخت آن را قطع و وصل کنند. امروز تمامی بخشهای زندگی مردم به این صنعت وابسته است؛ پس چگونه میتوان به چنین صنعتی که در جزئیترین نیازهای زندگی همه مردم نقش دارد و کمک حال زندگی آنهاست ، نگاه تزئینی داشت و با تمامیت آن بازی کرد؟
نتیجه نگاههای فعلی این شده که در همین بحران آخر، یکی از سنگینترین خسارتها به اقتصاد کشور وارد شد و اکنون با شرایطی مواجهیم که بازار کار ایران 57 درصد افت کرده و میزان استخدام SMEها [شرکتهای کوچک و متوسط] هم 74 درصد کاهش یافته است.
پیشبینی شما برای سال آینده چیست؟ اگر همین روند ادامه پیدا کند، چه آیندهای در انتظار اکوسیستم فناوری اطلاعات و اقتصاد دیجیتال است؟
فعلاً طول عمر پیشبینیها به یک روز و یک هفته رسیده، اما نشانههایی که در میان فعالان صنعت فناوری اطلاعات میبینیم، نگرانیها درباره سال آینده را تشدید میکند. باید صادق باشیم و دست از تعارف و امیدواریهای واهی برداریم: با مدیریتهایی که در شرایط بحرانی اخیر دیدهایم، در مواجهه با بحرانهای مشابه، اقتصاد دیجیتال و زیرساختهای آن اولین قربانی خواهد بود و دوباره به نقطهای که اکنون هستیم میگردیم.

اگر این روند ادامه پیدا کند و متولیان اصلی فکری اساسی برای جلوگیری از آن نکنند، روزبهروز شاهد افول اقتصاد دیجیتال و نابودی آن خواهیم بود. در عصری که تمام جهان و به ویژه کشورهای همسایه، در حال تقویت خود در این صنعت هستند، ما مسیر معکوس را میرویم و عقبگرد ترسناکی را تجربه خواهیم کرد. اتفاق تلختر این که، پیشرفت کشورهای همسایه با ظرفیت نخبگان ایرانی حاصل خواهد شد، دلیلش هم این است که بسیاری از نخبگان ما، هر چند سخت اما مهاجرت را به ماندن در شرایط مبهم و غیرقابل اعتماد ترجیح میدهند.
در مدیریت کلان کشور هم نشانههای امیدوار کنندهای نمیبینیم؛ مثلا سالهاست فریاد زدیم که در همه حوزهها از جمله فناوری اطلاعات، باید از تمرکزگرایی پرهیز شود و توسعه فراگیر داشته باشیم اما به عنوان نمونه، در همین لایحه بودجه سال 1405 میبینیم که بودجه سال آینده پایتخت 34 درصد رشد میکند و متوسط رشد بودجه سایر استانها 7 درصد است.
واقعیت تلخ دیگری که میبینیم وجود گروههایی است که صنعت فناوری اطلاعات را گروگان گرفتهاند. اینها سالهاست که برای تامین منافع خودشان، اعضای این صنعت را تحت فشارهای سنگین قرار میدهند و روز به روز شرایطشان را سختتر میکنند. مثالش شرایط فعلی کشور است که طبق گفته خود وزیر ارتباطات، بیش از 100 هزار آیپی استارلینک در شبکه داخلی کشور مشاهده شده. معنای این اتفاق از یک طرف این است که سیاستهای محدوده کننده مانند قطع اینترنت به زودی اکسپایر خواهد شد، اما از طرفی هم این هشدار را با خود دارد که یک گروه خاص، مسیر تازهای را برای گروگان گرفتن مردم و کسبوکارها و چاپیدن آنها پیدا کردهاند.
وقتی میگویم، نشانههای بهبود شرایط و تغییر رویهها را نمیبینیم، منظورم این طور رویکردها و سیاستهای کلان است که نتیجهاش چیزی جز بدتر شدن شرایط نیست.