صبح پنجشنبه تهران در آرامش نسبی یک روز نیمهتعطیل به سر میبرد اما جایی در دل این شهر، ولولهای برپاست. جوانانی که از پس جنگ و قطعی اینترنت، هنوز امید در دلهاشان گرم دمیدن است، به آخرین ایستگاه سفر آفرینش محصولاتشان رسیدهاند و با اضطرابی شیرین در برابر داوران ایستادهاند. غریبههای روز اول این سفر دوهفتهای حالا انگار آشنایان سالیان سال هم هستند و اشکها و لبخندهایشان را با هم شریک میشوند. اینجا اختتامیه سومین سفر فناورانه داتین است.
ایستگاه صفر: در جستوجوی همسفران
ماجرا از یک فرم ساده برای شروع این سفر فناورانه شروع شد. ۱۱۵۵ نام و مشخصات اولیهشان را ثبت کردند اما از این جمعیت، ۴۷۶ نفر همت بلندتر یا فرصت مساعدتری برای تکمیل فرم ثانویه داشتند؛ فرمی که به گفته «لیدا تیموری»، راهبر ارتباط با دانشگاه داتین، در کنار اطلاعات تحصیلی و مهارتی، فرصتی برای آشنایی بیشتر با تجربهها، علایق و نگاه ثبتنامکنندگان به مسیر پیشرو فراهم میکرد. در نهایت، پاسخهای هر نفر از سوی ۱۲ داور فنی و سرمایههای انسانی بررسی شد و ۷۰ نفر برای همراهی در این دوره «سفر فناورانه» انتخاب شدند.

ایستگاه اول: سفر با کنجکاوی آغاز میشود
سفر فناورانه داتین اول شهریور از ایستگاه «کنجکاوی» آغاز میشود و آن ۷۰ نفر، تجربهشان را با کنجکاوی درباره همسفران ناآشنایشان و شناختن اهداف این سفر آغاز میکنند. یخها آهستهآهسته دارد آب میشود و دوستیها میان دانشجویانی از ۳۳ دانشگاه کشور شروع به شکلگرفتن میکند. هرکس مهارت و دانشش را به میدان میآورد و بر جمع میافزاید. یکی حلال مسئله است و آن دیگری، کارآگاه داده. یکی خودش را کدنویس نیمهشب معرفی میکند و یکی برنامهنویس در حال انقراض. حالا وقت شناختن داتین است.
ایستگاه دوم: دیدار با داتین
دو روز بعد، آن جمعِ حالا اندکی آشنا، در ایستگاه «یادگیری» به بازدید داتین در پارک فناوری پردیس آمدهاند. اینجا قرار است فاصله ذهنهای دانشگاهی با صنعت و بازار کمتر شود. همسفران داتین با مدیران و کارشناسان همصحبت میشوند و خیلیهایشان بعدا میگویند این «از مهمترین بخشهای سفرشان» و «تجربه بسیار مفیدی برای آینده شغلی»شان بوده است.
همینجاست که پای هدف از ورود به دنیای فناوری وسط کشیده میشود. خیلیها آمدهاند خلق کنند و آفرینش را تجربه کنند. یکی دیگر از پاسخهای پرتکرار، «حل مسئله» است. پول هم بین جوابها تکرار میشود. آنوسط یک نفر آمده تاریخ را به قبل و بعد از خودش تبدیل کند و یکی هم میگوید «همراهبودن با تغییرات و بهروزکردن سیستمهای کهنه» را هدفگذاری کرده است.
ایستگاه سوم: به وقتِ خودشناسی

هفته اول قرار است با ایستگاه «شناخت» تمام شود. حالا که دانشجویان همسفران و میزبانشان را شناختهاند، نوبت خودشان است. در این ایستگاه قرار است هرکس ببیند خودش کجای این حلقه ایستاده و با مهارتهای نرم آشناتر شود. کارگاه کار تیمی و رفتارشناسی برگزار میشود و دانشجویان هرکدام سراغ دیوی میروند که باید شکستش دهند. فهرست دیوها حسابی متنوع است و از تنبلی و کمالگرایی تا تجربه کار تیمی با آدمهایی با سلایق متفاوت را شامل میشود. هفته دوم قرار است به جنگیدن با این دیوها بگذرد.
ایستگاه چهارم: هیجانِ آفرینش با همسفران
دوشنبه، نهم اردیبهشت، با شروع هفته دوم همهچیز جدیتر از قبل میشود. این ایستگاه «هیجان» است. بعد از شناسایی مسائل حوزه فینتک، ایدهها یکییکی مطرح میشوند، دانشجویان تیمبندی میشوند و کار روی مسائل آغاز میشود. «من»ها حالا دارد «ما» میشود و منتورها هم به میان میآیند تا با مدل استارتاپویکند، رقابت نهایی آغاز شود. تیموری تاکید میکند که منتورها قرار نیست پاسخ دهند و میخواهند مسیر حل مسئله را برای تیمها هموارتر کنند.
ایستگاههای پنجم و ششم: در آستانههای مقصد
بالاخره قله مقصد اندکاندک پدیدار میشود. در ایستگاههای «تجربه» و «ساختن» در روزهای سهشنبه و چهارشنبه، تیمها سخت مشغول کار تیمی هستند و منتورها هم همان حوالی حواسشان به مسافران است. یکی از منتورها اشاره میکند که قرار نیست مداخله جدیای از سوی منتورها در کار تیمها صورت بگیرد و تلاششان بر این است که ایده و مسیر تیمها تا حد امکان از سوی خودشان پیش برود.
با نزدیکترشدن به قله، فکرکردن به آن سوی مقصد جدیتر میشود. دانشجویان از همین حالا هرکدام انتهای مسیر خود را جایی متفاوت از روز شروع میبینند؛ یکی در شغل مورد علاقهاش، یکی در آرامش، دیگری در داتین و آنیکی هم در استنفورد.
ایستگاه پایانی: ایدهها محک میخورند

بالاخره همان صبح پنجشنبه موعود فرامیرسد. در سالن همایشهای دانشگاه خاتم، فرآیند داوری سومین سفر فناورانه آغاز میشود؛ با این تاکید راهبر رویداد که داوری هم فرآیندی آموزشی است. ۱۱ تیم باید در نوبتهای پنج دقیقهای در مقابل پنج داور از دانشگاه و صنعت ایدههایشان را ارئه کنند و داورها هم سه دقیقه فرصت پرسش و پاسخ دارند. از دل استرسی که در سالن موج میزند، تیمی داوطلب اولین ارائه میشود و تیمهای بعدی با قرعهکشی تعیین میشوند. هرچه میگذرد اضطرابها بیشتر میشود. بعضی تیمها سراغ توسعه ابزارهای مدیریت مالی رفتهاند و بعضیها هم پی راهکاری برای مسئله قطع برق بودهاند. پرداخت اعتباری و آموزش مالی (خصوصا به کودکان) از دیگر محورهای راهکارهای توسعهیافته در این سفر است.
پس از حدود دو ساعت، ارائهها به پایان میرسد؛ داوران نیمساعتی به شور مینشینند و به تیمها امتیاز میدهند تا سومین دوره سفر فناورانه داتین منتخبانش را بشناسد. چهار تیم برتر به ترتیب «لرنیا»، «جیبو»، «پلوتوس» و «فانوس» هستند. اما رسیدن به قله، پایان راه نیست.
پس از پایان: که دراز است ره مقصد و من نوسفرم

سفر فناورانه با درگیری مستقیم بیش از ۷۰ نفر از تیم داتین به پایان رسیده اما راه مسافرانش گویی تازه آغاز شده. همه متفقالقولند که سوای نتیجه، اینجا نقطه عطفی در زندگیشان بوده که حالا باید در مسیرهای دیگری تداومش ببخشند. داتین هم آنها را به بستر داتینکلاب دعوت کرده تا هم ارتباطشان مستمر بماند و هم از آموزشهای تکمیلی و مضاعفی برخوردار شوند.
پس از اختتامیه، در گفتوگوهای این نوسفران با هم و با منتورهایشان پس از اختتامیه هم رنگوبوی امید و ادامه میبارد؛ آنهم در روزهایی که داشتن امید و استمرار بیش از پیش دشوار شده است.